دغدغه های یک اهل فرهنگ

آخرین نظرات

همه یاران هاشمی


اول نوشت: باید دوباره ذکر کنم که خدا را شاهد می گیرم نوشتن برایم بسیار سخت است و در اطراف آن خیلی تامل کردم. آنهایی که قصد دارم از ایشان بنویسم و یا انتقاد کنم از بزرگان نظام هستند و عمرشان را در این راه گذاشته اند. اما چیزی که به من جرات اظهار نظر را می دهد، آزادی است که حاکم بر فضای جمهوری اسلامی است و باید قدر آنرا به درستی بدانیم....

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

وقتی می گویم همه یاران هاشمی منظورم این نیست که خدای ناکرده این بزرگان مردان بی اراده ای هستند که فقط مانند یک سرباز از مافوق خود دستور می گیرند، تحلیل ندارند و گوش به فرمان آیت الله هاشمی هستند، که این جفای به ایشان است، منظور این هم نیست که آنها کاملا مستقل از شخص آیت الله هاشمی هستند و هیچ رابطه ای بین آنها نیست.

دقیق تر اگر بخواهم رابطه بین این بزرگان را با آیت الله هاشمی بیان کنم باید بگویم که ایشان کارگزاران آیت الله هستند. بدین معنی که در شاکله نظام جمهوری اسلامی نقش های برجسته ای داشته یا دارند که در ذیل حامیان، مدیران و هم فکران ایشان دسته بندی می شوند و در بسیاری از کنش های سیاسی و غیر سیاسی خود با ایشان مشورت دارند.

آیت الله هاشمی با سابقه انقلابی و تجربه های فراوان در عرصه سیاست ایران، مانند یک شطرنج باز ماهر مهره های خود را به حرکت در می آورد، او همه را به خوبی می شناسد و به نقاط قوت و ضعف آنها اشراف کامل دارد، حتی خطاهای ناپیدایی را ممکن است بداند (به واسطه حضور در بالاترین مناسب و دسترسی به اطلاعات خاص) که برای بعضی نقطه سیاه محسوب شود.

آیت الله با کارگزارانش سیاست های خود را در سه دوره 8 ساله به پیش برد. در دوره نهم ریاست جمهوری نیز همه چیز حکایت از بازگشت مجددشان به ریاست جمهوری داشت، تنها یک اتفاق غیر منتظره باعث شد تمام برنامه ریزی ها بر هم بخورد، آن هم عدم کناره گیری شخص دکتر احمدی نژاد به نفع سایر اصولگرایان و اقبال عمومی به ایشان بود (عاملی که ریشه بسیاری از درگیری های بین اصولگرایان شد). صحنه انتخابات 92 نیز تا حدود زیادی مشابه انتخابات 84 است.

یکی از اصول صحنه سیاست (به اعتقاد نگارنده) این است که هیچ اتفاقی تصادفی نیست، از این رو تعداد زیاد افراد شناخته شده که در انتخابات ثبت نام کردند را نباید بی دلیل دانست. در ظاهر همه این بزرگان از وضعیت کشور احساس خطر کرده و خود را مکلف می دانستند تا برای نجات کشور در شرایط بحرانی به میدان بیایند. وقتی با وجود چندین چهره شناخته شده در جبهه اصولگرایی اشخاص دیگری وارد صحنه می شوند حد اقل این مطلب در افکار عمومی جا می افتد که این جریان اولا دچار تفرقه فراوان است، دوم اینکه اینها دلیلی بر سهم خواهی است، و به شکست انجامیدن ائتلاف ها باعث شد وجهه این جبهه و بزرگان آن در افکار عمومی زیر سوال رود، و این جبهه متهم به زیاده خواهی و جاه طلبی و نادیده گرفتن سایر جریان های نظام گردد. هم چنین فضا را برای اقبال به جریان مقابل که با انسجام بیشتری وارد صحنه شده است و حاضر به فداکاری برای تجمیع آرا است فراهم کرد.

از دیگر سو تعدد کاندیداهای مطرح در عمل باعث شد که زمینه برای زیر سوال بردن شورای نگهبان فراهم شود، هزینه رد صلاحیت ها برای شورا در افکار عمومی بالا برود، صحنه انتخابات بسیار غیر قابل پیش بینی شود و در طیف اصولگرایان، اختلاف نظر های عمیق ایجاد گردد که در شکست دو ائتلاف عمده اصولگرایان نمود پیدا کرد.

تجربه اصولگرایان در ائتلاف های بی سر انجام در انتخابات مختلف بارها تکرار گردید که مهم ترین اثر مخرب آن سرخوردگی بدنه حامی و ایجاد صف بندی های بی مورد با ریشه انتقام شخصی است. اولین ائتلاف شکل گرفته در انتخابات 92 به آذر ماه 91 باز می گردد که آقای حداد عادل در سخنانی از شکل گیری ائتلاف خبر داد:
«آقایان ولایتی و قالیباف و من با هم رقابت نخواهیم کرد و هر سه وارد عرصه نخواهیم شد، بلکه ساز و کاری را طراحی می کنیم که بر اساس مشروعیت و مقبولیت و کارآمدی، هر کس مناسب است بیاید و تعدد کاندیدا اتفاق نیفتد.»

همان طور که بعد ها عنوان شد ایده ائتلاف از آقای ولایتی بوده است.  در ابتدا بنا بر این بود که یک نفر از ائتلاف در انتخابات ثبت نام کند و دو نفر دیگر در ادامه راه همراه او باشند و حتی عنوان کردند که اگر دیدید به پیمان خود عمل نکردیم در دینداری مان شک کنید. سه نفر حاضر در ائتلاف ممکن است از این نظر که در جبهه بی سر و ته اصولگرایان تعریف می شوند مشترکاتی داشته باشند همان طور که بعد ها و مخصوصا در مناظره ها مشخص شد دارای اختلافات مبنایی بسیاری هستند که در طیف اصولگرایان عجیب به نظر نمی رسد.

گرچه آقایان عنوان کردند که در ائتلاف به روی دیگر اصولگرایان بسته نیست اما اختلافات این طیف و تفرق آراء تا اندازه ای بود که عملا این اتفاق نیافتاد. مبنای ابتدایی برای انتخاب نامزد نهایی نیز نظر سنجی قرار داده شد که البته در ادامه راه نظر جامعتین (جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با ریاست آیت الله یزدی و جامعه روحانیت مبارز با محوریت آیت الله مهدوی کنی رییس محترم مجلس خبرگان) هم از سوی آقای ولایتی عنوان شد. ابتدا قرار بود یک نفر از ائتلاف ثبت نام کند. اما به دلایلی هر سه نفر ثبت نام کردند و قرار شد وقتی نظر شورای نگهبان اعلام شد یک نفر تا زمان تبلیغات باقی بماند. اما هر سه نفر تا پایان مناظره ها باقی ماندند و با هم رقابت هم کردند که مورد کنایه سایر کاندیداها هم قرار گرفت. در آخر هم آقای حدادعادل به نفع جریان اصولگرایی (و نه به نفع ائتلاف) کناره گیری خود را اعلام نمود اما آقایان ولایتی و قالب باف تا انتها با هم به رقابت ادامه دادند.

از ابتدا مشخص بود که اگر نظر سنجی صرف مبنا قرار گیرد حتما آقای قالی باف نامزد نهایی ائتلاف خواهد بود و اگر نظر جامعتین مبنا قرار گیرد آقای ولایتی خروجی ائتلاف خواهد بود که همین طور هم شد.

انگیزه های متفاوتی در این ائتلاف مشاهده می شد. اقای حداد عادل برای همگرایی و وحدت جریان اصولگرا تمام تلاش خود را نمود همانطور که در انتخابات پیشین خصوصا در انتخابات مجلس این نقش را به خوبی ایفا کرد و هم چنین دفاع از گفتمان انقلاب که در مناظره ها بخوبی از عهده آن برآمد. انگیزه آقای قالی باف هم با توجه به اینکه در نظر سنجی ها تا روزهای نزدیک به رای گیری در صدر قرار داشت را می توان اضافه کردن رای طرفداران دو نامزد دیگر به سبد خود دانست. او از سویی توانست با کمک دو نفر دیگر موضع خود را که در فتنه به سکوت تعبیر می شد در اذهان تغییر دهد، همانطور که آقای حدادعادل گفت ایشان را ساکت فتنه نمی دانم. از دیگر سو امید داشت سبد رای رنگارنگی را برای خود مهیا کند شامل انقلابیون حامی حدادعادل و مذهبیون سنتی حامی جامعتین تا طبقه متوسط شهری با کارهای عمرانی وسیع که به رای حلال تفسیر شد.(اظهارات آقای لاریجانی در افتتاح بزرگراه امام علی علیه السلام).

اما انگیزه آقای ولایتی را چه می توان دانست با توجه به اینکه ایشان امید چندانی نداشت تا خروجی ائتلاف باشد؟ البته نظر دادن در این مورد با توجه به شواهد و اخبار موجود دشوار است. اما اگر این خبر را که تکذیبی به دنبال نداشت در نظر بگیریم شاید دلیل موجهی بتوان یافت: «آیت الله هاشمی با ارسال نامه از آقای عارف خواست به نفع آقای روحانی انصراف دهد و از آقای ولایتی خواست تا انتها باقی بماند». تحلیلی که نشانه های قبلی هم دارد: «وزارت در دوره هاشمی، هم کاری در مجمع، کنار کشیدن به نفع هاشمی در سال 84 ، حمایت از سیاست های تنش زدایی».

حضور ایشان در ائتلاف، جلب حمایت جامعتین، عهد شکنی در ائتلاف، باقی ماندن تا آخر انتخابات، مطالب عنوان شده در مناظره ها مخصوصا در برابر آقای جلیلی و زیر سوال بردن سیاست مقاومت و دیگر موضع گیری های ایشان که دفاع از سیاست های آقای هاشمی را به ذهن متبادر می کرد باعث شد بیشترین سهم را در تخریب جریان اصولگرایی بر عهده داشته باشد و به تعبیر نگارنده آقای ولایتی(خواسته یا ناخواسته) مانند یک عامل انتحاری اصولگرایان را بغل کرده و ضامن را کشید.

مشی ایشان در انتخابات باعث شد:

1- جریان اصولگرایی نتواند به اتحاد برسد، چرا که وقتی فردی که در ائتلاف حضور دارد حاضر به عمل به تعهد خود نیست چگونه می توان از سایرین انتظار داشت یه ائتلاف دیگران پایبند باشند؟

2- از آنجا که ایشان مشاور مقام معظم رهبری حفظه الله است چنین تصور می شد که مواضع ایشان مخصوصا در سیاست خارجی و بحث هسته ای مورد تایید مقام معظم رهبری است و عدم اطمینان مردم به آقای جلیلی را باعث شد.

امری که مقام معظم رهبری در برابر آن واکنش نشان دادند. ایشان قبل از 24 خرداد فرمودند:«آقایان هشت نفر بودند آن روز، هشت جور نسبت به مسائل کشور حرف زدند - تحلیلهاى گوناگون، نظرات گوناگون - خب نظرات اشخاص محترم است. البتّه بنده حرفهایى دارم، در زمینه‌ى مسائلى که آن آقایان گفتند بنده مطالبى دارم، وقتش حالا نیست؛ ان‌شاءاللّه بعد از انتخابات اگر من زنده بودم، حقایقى را به ملّت ایران عرض خواهم کرد -»

و در بیاناتی پس از انتخابات فرمودند:« من در مورد اظهاراتى هم که نامزدهاى محترم در تلویزیون کردند -  قبل از انتخابات عرض کردم - عرایضى دارم؛ فعلاً خیلى مجال نیست انسان تفاصیل را بگوید؛... یک جمله هم در خصوص قضیه‌ى هسته‌اى عرض کنم - در آینده اگر لازم شد، شاید مفصلتر عرض کنیم - من در سخنرانىِ روز اول سال گفتم جبهه‌ى مخالف ما که عمدتاً منحصر در چند کشور معدودِ زورگو و زیاده‌خواه است و اسم خودشان را بغلط و بدروغ میگذارند جامعه‌ى جهانى، و در رأس آنها آمریکا است، محرک اصلى هم صهیونیستهایند، مسئله‌ى اینها این است که نمیخواهند موضوع هسته‌اى ایران حل شود. اگر لجبازى آنها نبود، موضوع هسته‌اى براحتى حل میشد. بارها تا لحظه‌ى حل پیش رفتیم، امضاء کردند، آژانس هسته‌اى امضاء کرد؛ قبول کرد که این اشکالاتى که وجود داشته، برطرف شده - اینها موجود است، اینها سند است؛ اینها که قابل انکار نیست - خب باید قضیه تمام میشد، پرونده‌ى هسته‌اى کشور باید پایان پیدا میکرد. آمریکائى‌ها بلافاصله یک چیز جدید را مطرح کردند، آوردند وسط. نمیخواهند قضیه تمام شود. نمونه‌هاى متعددى را ما در این زمینه داریم. حل مسئله‌ى هسته‌اى جمهورى اسلامى، به حسب طبیعت خود، از جمله‌ى کارهاى سهل و آسان و روان است؛ اما وقتى طرف مقابل مایل نیست این قضیه حل شود، خب بله همین جور میشود که ملاحظه میکنید.
 بنابراین این را باید توجه داشته باشند؛ جمهورى اسلامى در قضیه‌ى هسته‌اى، هم قانونى عمل کرده است، هم شفاف عمل کرده است، هم از لحاظ استدلالى، منطقى عمل کرده است؛ منتها این یک نقطه‌اى است که براى فشار بر جمهورى اسلامى این را مناسب دانسته‌اند. اگر این هم نباشد، یک قضیه‌ى دیگرى را براى فشار مطرح میکنند. هدف، تهدید است؛ هدف، فشار است؛ هدف، خسته کردن است.»

3- موضع گیری های ایشان در مناظره ها باعث شد آقای جلیلی به عنوان نماد مقاومت احمقانه و پر هزینه و در مقابل آقای روحانی نماد مقاومت هوشمندانه و بی هزینه معرفی شود.

4- حمایت جامعتین از ایشان باعث شد رای سنتی ها به آقای ولایتی متمایل و از سبد آراء آقای قالی باف کاسته شود(البته اگر ایشان انصراف می داد بخشی از آرای شان به سبد آقای جلیلی هم ممکن بود منتقل شود)

5- با زیر سوال رفتن اصل ائتلاف ضربه مهلکی به اعتماد عمومی به اعضای ائتلاف وارد شد.

6- با توجه به رای پایین ایشان، به پایگاه اجتماعی جامعتین هم که از ایشان حمایت کرده بودند لطمه وارد شد.

7- ایشان باعث تخریب اصلی ترین رقبای اقای روحانی یعنی آقایان جلیلی و قالی باف شد و با این کار خدمت بزرگی به آقای روحانی کرد.

ائتلاف دیگری در اردوگاه اصولگرایان شکل گرفت با نام «ائتلاف اکثریت اصولگرایان»، که البته از همان ابتدا و حتی از نام آن مشخص بود که چه هدفی را دنبال می کند.افراد حاضر در این ائتلاف شامل آقایان « باهنر، پور محمدی، متکی، ابوترابی، آل اسحاق» نیز بنا را بر نظر سنجی گذاشتند اما پس از کش و قوس بسیار دو نفر از ائتلاف در ثبت نام شرکت کردند: آقایان ابوترابی و متکی. گرچه این دو ائتلاف برای هم گرایی اصولگرایی تشکیل شد اما در عمل نتوانستند بین خود هم به توافق برسند و وجهه اصولگرایی را وجهه ای سهم خواه و قدرت طلب نشان داد و از آنجا که این جبهه دولت و مجلس را در اختیار داشت و تمام دستاورد های دولت هم توسط آنها زیر سوال رفت اندک امید مردم هم به اینکه این جریان بتواند مشکلات را حل کند از بین رفت و روز به روز شاهد تمایل بیشتر مردم به جریان مقابل (که با هم گرایی درونی و انصراف آقای عارف و حمایت آقایان هاشمی و خاتمی همراه بود) بودیم.

یکی از کسانی که در انتخابات ادوار ریاست جمهوری شرکت داشته است آقای رضایی است. ایشان از سویی از مردان مورد اطمینان آقای هاشمی است و از سوی دیگر در جریان اصولگرایی تعریف می شود و با توجه به سابقه نظامی طولانی در سپاه در اصلاح طلبان رایی ندارد. پایگاه رای ایشان، اصولگرایی و قومی است و با حضور ایشان جریان اصولگرا شاهد تفرقه عمیق تری بود.

در مورد آقای غرضی که عضو حزب هاشمی ساخته کارگزاران بوده و در دولت ایشان صاحب منصب، ترجیح می دهم سخنی نگویم.

  • محسن روزبه

نظرات  (۹)

سلام بر تو دانشمند چند باره که دارم بهنت نظر می دم نمی دانم چرا ثبت نمی شه
  • امید محمدپور/وبلاگ خبری خبرچین
  • سلام اقا محسن بی معرفت یاد ما نمی کنی
    اقا یه لطفی کن بیا وبلاگم تو نظر خواهیم شرکت کن ممنون منتظرم

    پاسخ:
    پاسخ:
    سلام.
    شرمنده سرم شلوغه امتحان دارم.
    چشم میام نظر میدم.
    یا علی
    آقا محسن ، دست بردم به صفحه کلید که فقط بگم خدا قوّت بسیجی .

    پاسخ:
    پاسخ:
    سلام.
    ممنون از لطفتان. اما من که بی عیب نیستم. کاش سوال، انتقاد یا پیشنهادی اگر داشتید عنوان می کردید تا چراغ راهم باشد.
    یا علی
    سلام بزرگوار
    بعد انتخابات کلی با یکی از دوستان وبلاگی بر سر انتخابات بحث کردیم.از اجماع نکردن اصولگرایان تا گرانی و بحث مقاومت...
    تا اینجا رسیدیم که مشکل اصلی به خاطر کم کاری ما در زمینه فرهنگ...جانیفتادن بحث مقاومت در بین مردم.
    بعد انتخابات من خیلی دلهره داشتم می ترسیدم اتفاقی بیفته..همش فکر میکردم چون آقای هاشمی پشت آقای روحانی هس دشمن از این موضوع استفاده کنه و جو راه بیندازه که مردم ایران هاشمی رو میخوان و از این حرفا...
    به هرحال خداقوت رزمنده....
    بنویسید که این قلم خونی است در راه ولایت.
    یاعلی مدد

    پاسخ:
    پاسخ:
    سلام. ادعا ندارم سرباز ولایتم، سرباز ولایت بودن اخلاص، لیاقت، شجاعت و بصیرت می خواهد.
    در مسیر انقلاب به مرحله ای رسیده ایم که باید بین این دو دیدگاه یکی را انتخاب کنیم: واقع گرایی با پسوند اسلامی و آرمانگرایی عدالت خواهانه. در این انتخابات واقع گراها با شعار اعتدال قدرت را بدست گرفتند آن هم با سیاست ورزی و استفاده از ضعف طرف مقابل در سیاست ورزی، وگرنه مردم به مقاومت رای دادند، البته آقای جلیلی را کردند نماد مقاومت پرهزینه احمقانه و آقای روحانی را کردند نماد مقاومت هوشمندانه و بی هزینه. همه مشکلات اقتصادی را انداختند گردن تحریم ها (که البته تا حد زیادی درست است) و تحریم را انداختند به گردن سیاست خارجی و مخصوصا بحث هسته ای.
  • امید محمدپور
  • سلام محسن جان بسیار عالی اتفاقا الان وقت این هست که بیشتر فعالیت کنید چون بعد از 8سال عرصه را بر ما بقول خودشان تنگ کردن اما ندونستند که اتش زیر خاستر است و فضای کشور همچون مخزن بنزین هر لحظه قابل اشتعال همینطور هم شد و در انتخابات این اتش زیر خاکستر خودنمایی کرد.الان ماها باید بیشتر باهم فعالیت داشته باشیم.عزیز من لینکت میکنم و حتما و حتما بیشتر باهم فعالیت خواهیم داشت

    پاسخ:
    پاسخ: سلام. اما به ظاهر تفاوت دیدگاه بسیاری داریم!
    اتفاقا اگرکسی مهندسی انتخابات داشت شخص آقای هاشمی است که جریان را به سمت خود تغییر داد. با کمک داخل و خارج.
  • موسوی/مهردونی
  • سلام

    پاسخ:
    پاسخ:
    علیک سلام.
    یعنی ارزش یک فحش هم نداشت؟
  • یک پسر مجرد
  • سلام
    قبول دارم وبلاگتون یک وبلاگ تحلیلی هست و نمیشه ساده از سر تحلیل و تجزیه ی موضوعات گذشت، اما قبول کنید مطالبتون خیلی طولانی هستن و در حوصله ی جوانان امروزی مثل من نمیگنجه چنین متن طولانی رو بخونم.
    به وب شما که میام یاد ستون های صفحات سیاسی روزنامه جام جم و کیهان میفتم
    من نمیگم طرز نوشتنتون رو عوض کنید، به خودتون مربوطه، به کسی ربطی نداره چه مدل مینویسید اما خب قبول کنید طولانی و ریز نوشتن ...

    پاسخ:
    پاسخ: سلام. قبول دارم طولانی و خسته کننده است. اما از این خلاصه تر نشد. حالا چه کنم؟
    سلام علیکم..
    ممنون از حضورتون.شرمنده خسته بودم نتونستم پست رو خوب بخونم..
    دوباره سر میزنم.
    موفق باشید.
    خداقوت
  • زائر باران
  • سلام.خدا قوت.
    یک سوال:پس دلیل تعدد کاندیدها چه بوده!؟

    پاسخ:
    پاسخ: سلام. اگر اجازه بدهید جواب این سوالتان را در ادامه خواهم داد.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی