دغدغه های یک اهل فرهنگ

آخرین نظرات

سرویس سیاسی پایگاه 598 - ابولفضل امامی/ برخی از حامیان نظر صالح مقبول، پس از انتخابات ۹۲ به نارواگویی بر ضد حامیان نظر رای به اصلح افتادند و بر ضد توصیه رهبری که اگر کسی نظری بر خلاف نظر شما داشت، نباید مقابل هم قرار بگیرید، بر طبل توخالی مقابله می زنند. این مقاله می کوشد نشان دهد که اولا اصلح یعنی چه، ثانیاً نظر امام خامنه ای درباره رأی به اصلح چیست و ثالثا نظر رهبری درباره انتخابات ۹۲ چیست؛ رای به اصلح یا صالح مقبول؟

۱. نظر رهبری درباره چرایی انتخاب اصلح:

الف. نگاه حقوقی، فقهی و سیاسی به ضرورت انتخاب اصلح

امام خامنه ای در ۲۳ تیر ۶۸: «انتخاب فرد اصلح‏ و داراى تقوا و تدبیر براى مقام مهم ریاست جمهورى- که در قانون اساسى جدید، داراى اختیارات وسیع در اداره‏ى کشور است- وظیفه‏اى شرعى و عقلى و انقلابى است، و کوتاهى در این امر یا در حضور در پاى صندوقهاى رأى، خسارتهاى جبران‏ناپذیرى به بار خواهد آورد.»

ب. نگاه کارکردگرایانه به ضرورت انتخاب اصلح؛ پیامدهای جبران ناپذیر کوچکترین اشتباه ئیس جمهور:

امام خامنه ای در ۱۳ اردیبهشت ۷۶: «همه [تأیید شدگان] صلاحیّت دارند؛ منتها امر ریاست جمهورى، بالاتر از این حرفهاست. باید گشت و اصلح‏ را پیدا کرد. باید گشت و امین‏ترین را انتخاب کرد. باید جستجو کرد و در بین این چند نفر، به طور نسبى قادرترینِ بر اداره کشور را پیدا کرد. مهمّ است. چون این امر مهمّ است، تفاضل هرچه هم کم باشد، اهمیت پیدا مى‏کند. در کارهاى کلان، این طور است.»

امام خامنه ای در ۳۱ اردیبهشت ۷۶:«البته ملت باید تلاش خود را بکند، باید زحمت بکشد و دنبال اصلح‏ بگردد. من مکرّر عرض کرده‏ام که مسئله، مسأله دین و خدا و اداى تکلیف است. همچنان که اصل انتخابات یک تکلیف الهى است، انتخاب اصلح‏ هم یک تکلیف الهى است. قبلًا هم گفتیم که تفاضل و لو کم باشد، در این قضیه بسیار است. ... البته شوراى محترم نگهبان، این چهار نفر آقایان را صالح دانسته است. لا بد این‏ها در یک حد نیستند؛ بعضى صالحند، بعضى صالح‏ترند. بگردید آن صالح‏تر را شناسایى و پیدا کنید و به او رأى بدهید.

نتیجه اینکه انتخاب اصلح، یک واجب شرعی و ضرورت سیاسی و تکلیف حقوقی است که رهبری به صورت «نصّ مصرح موکد مکرر» در انتخابات مختلف ریاست جمهوری برگفته اند. لذا هرگونه عدول از آن حرام قطعی شرعی است.

د. آیا رأی دادن به غیر اصلح عمل به تکلیف الهی است؟

امام خامنه ای در ۲۳ تیر ۶۸: «انتخاب فرد اصلح‏ و داراى تقوا و تدبیر براى مقام مهم ریاست جمهورى ... وظیفه‏اى شرعى و عقلى و انقلابى است، و کوتاهى در این امر یا در حضور در پاى صندوقهاى رأى، خسارتهاى جبران‏ناپذیرى به بار خواهد آورد.»

امام خامنه ای در ۷ خرداد ۷۶: «همه کسانى که به نحوى در این انتخابات شرکت کردند، دخالت کردند، تبلیغات انجام دادند و از کسى که مورد علاقه‏ى آن‏هاست و به نظرشان اصلح‏ بوده است، حمایت کردند، پیش خداوند متعال مأجورند».

ه. حتی اگر کسی در شناخت مصداق اصلح اشتباه کرد، ماجور است نه متحجر و خوارجی

امام خامنه ای در ۳۱ اردیبهشت ۷۶: «همه منتظرند که بتوانند به آن کسى که مورد علاقه‌شان است و به تشخیص آنها اصلح است، رأى بدهند. این، چیز خیلى خوب و برجسته‌اى است. ... بگردید آن صالحتر را شناسایى و پیدا کنید و به او رأى بدهید. هر کس که برود رأى بدهد، چه رأى او صائب باشد و به اصلح رأى داده باشد و چه اشتباه کرده باشد و به غیر اصلح رأى بدهد، همین اندازه که از روى احساس تکلیف نسبت به آینده پاى صندوق برود و رأى بدهد، این رأى پیش خداى متعال مأجور و موجب ثواب است و این شخص، علاقه‌مند به نظام و رهبرى است». حالا ببینیم برخی مدعیان اصولگرایی و اخلاق و میانه روی چه نارواهایی نثار حامیان نامزد اصلح (جلیلی) کرده اند! به جرم عمل به تکلیف و گوش کردن حرف رهبری در رای به نامزد اصلح! خاطیان حالا طلبکار هم شده اند! امام خامنه ای در ۶ خرداد ۹۲: «ممکن است تشخیص یک آقائى با تشخیص یک آقاى دیگر مخالف باشد؛ هیچ اشکالى ندارد. این را من به همه بگویم: ممکن است شما به یکى از نامزدها علاقه‌مند شوید، رفیقتان به یک نامزد دیگر؛ این موجب نشود که شما در مقابل هم قرار بگیرید». می بینیم که نه در انتخاب اصلح پای حرف رهبری ماندند و نه در عدم تقابل با نظرات مخالف خودشان حرف رهبری را پذیرفتند و در عین حال، خود را تنها اصولگرایان محق می دانند!

و. چه کسانی به دنبال نامزد غیر اصلحند؟ دشمن!

امام خامنه ای در ۲۲ اسفند ۸۶: «اینها دشمنند؛ با اصل انتخابات دشمنند؛ با حضور پرشور و گسترده‌ى مردم در انتخابات دشمنند؛ با انتخاب آدمهای اصلح و طرفدار حقوق مردم و متعبد و پایبند به مبانى اسلامى و ارزشهاى اسلامى مخالفند، دشمنند».

۲. اصلح یعنی چه؟ آیا اصلح به معنای صالح مقبول است؟

شبهه: برخی می گویند که شاید آقای الف برای ریاست جمهوری بهتر باشد، اما در عین حال، آقای ب، اصلح باشد! یعنی مقبولیت مردمی از مهمترین عناصر تعیین کننده نامزد اصلح باشد! یعنی اگر رقابت بین فرد الف. و ب باشد. و فرد الف ۹۰ درصد صلاحیت دارد و فرد ب ۶۰ درصد، ولی طبق براوردها، فرد الف ۴۰ درصد رأی دارد و فرد ب ۶۰ درصد؛ ما باید به فرد ب (صالح مقبول) رای بدهیم، زیرا این مقبولیت، سبب اصلح شدن وی می شود! چون پشتوانه رای بیشتر برای ایشان، سبب موفقیت بیشتر وی در مدیریت می شود. لذا رای دادن به فردی که صلاحیت های مدیریتی ۹۰ درصد دارد، خلاف عقل است! زیرا او رأی نمی آورد و رایی که می توانست پشتوانه مدیریتی فرد مفضول باشد نیز هدر رفته است!

پاسخ به این شبهه

الف. رأی بالاتر شرط انتخاب است یا شرط مدیریت؟ و اثر مستقیمی در مدیریت رئیس جمهور ندارد، زیرا موفقیت رئیس جمهور، ناشی از توانایی های مدیریتی است، نه احساس روانی توان مدیریت که از رأی بیشتر حاصل می شود. مدیریت موفق ناشی از شرح صدر، تدبیر، خلاقیت، قانون مداری، مردم داری، ساده زیستی، دشمن شناسی و استکبار ستیزی و ... است که جناب ب در حد ۶۰ درصد بیشتر ندارد.

ب. ترور تراز گفتمانگرای: رأی ندادن به فرد اصلح سبب می شود که تراز آرمانگرایی و نیز پایبندی به شاخصها تنزل کند و نخبگان به جای تلاش برای ارتقاء شرایط با تراز اصلح، به دنبال جوسازی و تبلیغات فرد غیراصلح بروند و پس از چندی، کسی که توان تبلیغاتی و رسانه بیشتری دارد، با مهندسی افکار عمومی یا نظرسازی های مستقیم، وضعیت مقبولیت را به نفع خود برگرداند.

ج. فقه سیاسی اسلام در این مساله: به دلایل یاد شده، اسلام فرموده است که اگر کسی بهتر از ما برای مدیریت وجود دارد و ما کار را به وی واگذار نکنیم، خائن هستیم[۱]. پس تعریف جعلی اصلح به کسی که صلاحیت کمتری دارد ولی مقبولیت بیشتری دارد، قطعا با نظر اسلام و رهبری سازگار نیست.

د. تعریف اصلح از دیدگاه رهبری: رهبری فقط به معیارهایی توجه داده اند، که شرط موفقیت یک مدیر است. امام خامنه ای در ۱۷ اردیبهشت ۸۴: «من بارها گفته‌ام که اصل حضور مردم در انتخابات، حتّى از انتخاب اصلح هم مهمتر است؛ اگرچه انتخاب اصلح هم بسیار اهمیت دارد. اصلح یعنى چه کسى؟ یعنى کسى که همین هدف‌ها را دنبال کند؛ یعنى کسى که همین دردها را بداند و حس کند؛ یعنى کسى که براى ریشه‌کنى فقر و فساد عزم جدى داشته باشد؛ یعنى کسى که به حال قشرهاى محروم و مستضعف دل بسوزاند. اصلح کسى است که هم به ترقى و پیشرفت کشور و توسعه‌ى اقتصادى و غیراقتصادى بیندیشد؛ هم زیر توهمات مربوط به توسعه، آن‌چنان محو و مات نشود که از یاد قشرهاى مظلوم و ضعیف غافل بماند. اصلح کسى است که به فکر معیشت مردم، دین مردم، فرهنگ مردم و دنیا و آخرت مردم باشد. اصلح کسى است که بتواند این بارِ عظیم را بر دوش بگیرد؛ هر کسى نمى‌تواند این بار را بر دوش بگیرد؛ نشاط و حوصله و همت و قدرتِ لازم و هوشمندى لازم دارد. البته هر کس صلاحیتش در مراکز قانونى تأیید شود، صالح است؛ اما باید در بین صالح‌ها گشت و صالح‌تر را پیدا و او را انتخاب کرد. این، هنر شما مردم است.»[۲] مهمترین پاسخ به این شبهه در بند بعدی آمده است:

ه. نقد فراگفتمانی و مبتنی بر سنت الهی به پیشفرضهای طرح مساله: مهمترین جوابی که به ادعای «اصلح یعنی صالح مقبول» می توان داد این است که اصلاً فرض چنین حالتی، از کسی که به سنت های الهی معتقد است، پذیرفته نیست. زیرا دلها دست خداوند است و اگر گروه نخبه و مومن و موثر، تلاش منطقی و خداپشندانه بکند، بقیه کار دست خداوند است نه تبلیغات و غیره! امام خامنه ای در ۵ مرداد ۸۸: «وقتى خداى متعال با تأکید فراوان و چندجانبه می فرماید: «و لینصرنّ اللَّه من ینصره»؛(حج، ۲۲) بى‌گمان، بى‌تردید، حتماً و یقیناً خداى متعال نصرت میکند، یارى میکند کسانى را که او را، یعنى دین او را یارى کنند - وقتى خدا این را میگوید - من و شما هم میدانیم که داریم از دین خدا حمایت میکنیم، یارىِ دین خدا میکنیم. بنابراین، خاطرجمع باشید که خدا نصرت خواهد کرد».

امام خامنه ای در ۳۱ اردیبهشت ۷۶ درباره ضرورت انتخاب اصلح و جلب رضایت الهی و اینکه دلها به دست خداوند است: «البته ملت باید تلاش خود را بکند، باید زحمت بکشد و دنبال اصلح‏ بگردد ... مردم باید این کار را بکنند و ما هم از خدا مى‏خواهیم و دعا و آرزو مى‏کنیم که خداى متعال دلهاى مردم را به سمت نامزد اصلح‏ آنکه واقعاً صلاحیتش بیشتر است هدایت کند».

رهبری در ۸ خرداد ۹۲ نیز با تأکید بر همین سنت الهی می گوید: «اگر این شد، خدا برکت خواهد داد؛ اگر این شد، خدای متعال کمک خواهد کرد؛ چون کارها دست خدا است، همه چیز به اراده الهی برمیگردد ... چنانچه ما صادقانه عمل کردیم، خدای متعال به ما کمک خواهد کرد و آنچه که صلاح و خیر است، به ما خواهد داد».

بنابراین کسانی که از ماهها قبل از انتخابات، به سراغ معیار مقبولیت می روند، ناگزیر باید این منطق راهبردی را ندانند، یا نشنیده یا نپذیرفته باشند. سنت الهی بر این است که اگر نیروهای مومن و موثر تلاش کنند، خداوند نیز آنان را یاری می کند: «کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرین‏». بقره، ۲۴۹.

می بینیم که تعریف رهبری از اصلح در این جا و نیز در جاهای دیگر، هیچ ربطی به صالح مقبول ندارد و نسبت دادن چنین حرفی به رهبری، غیرعلمی یا غیراخلاقی است. رهبری نه تنها رای دادن به صالح مقبول را به معنای رای دادن به اصلح نمی دانند، بلکه تنها تلاش برای رای دادن به فرد اصلح را سبب مأجور بودن در بارگاه الهی می دانند:

۳. طبق نظر رهبری در انتخابات ۹۲باید به اصلح رأی می دادیم یا غیر اصلح؟

طبق سخنان پیشین رهبری دانستیم که ایشان رأی به اصلح را تکلیف شرعی، انقلابی و قانونی همه مردم می دانندمثلاً امام خامنه ای در ۱۱ اردیبهشت ۸۰ می گوید: «من و شما بایستی در بین این مجموعه نگاه کنیم و کسى را که اصلح‏ است، انتخاب کنیم. این هم وظیفه بسیار مهمى است». اکنون ببینیم آیا نص مصرح، موکد و مکرر رهبری درباره ضرورت انتخاب اصلح عوض شده است یا نه:

الف. هدف اهم انتخابات چیست؟ پشتوانه اصلی کارایی نظام و یأس دشمن چیست؟ رهبری در هر انتخاباتی دو هدف دارد، هدف اول که مهمتر هم هست، میزان مشارکت مردم است؛ و هدف دوم، انتخاب اصلح، نه صالح مقبول. برخی با سوء فهم از سخن رهبری در ۲۲ خرداد ۹۲، جریان ناب گفتمان انقلاب اسلامی را با انواع و اقسام نسبتها نواخته اند. اکنون سخنان رهبری را بر اساس اصول فهم متن، بررسی می کنیم. برخی ادعا می کنند که رهبری فقط در فروردین ماه سخن از اصلح به میان آوردند، ولی بعداً و به ویژه در روزهای منتهی به انتخابات، حرفی از اصلح نزدند!

ب. هدفگذاری رهبری بر مبنای انتخاب اصلح تا روز قبل از اتخابات: امام خامنه ای در ۲۵ اردیبهشت ۹۲: شما که در انتخابات شرکت میکنید، دنبال یک فرد اصلحى میگردید ... چگونه اصلح را پیدا کنیم و مشخصات یک انسانى که اصلح از دیگران است، چیست، نکاتى در این زمینه وجود دارد که ان‌شاءاللّه اگر بنده عمرى داشتم، در آینده تا قبل از روز انتخابات عرض خواهم کرد.» پس بنای رهبری این است که تا قبل از روز انتخابات، معیارهای اصلح را معرفی کند و چنین هم کرد:

ج. عمل رهبری به قول معرفی ویژگیهای اصلح تا آخرین فرصتها: امام خامنه ای در ۱۴ خرداد ۹۲؛ یعنی ده روز پیش از انتخابات، هم دو هدف داشتن انتخابات را نشان می دهد و هم اشاره به لزوم انتخاب اصلح می کنند: «اصل مطلب در مسئله‌ى انتخابات، ایجاد حماسه سیاسى است؛ حضور حماسى مردم در پاى صندوقها است. حماسه یعنى چه؟ حماسه یعنى آن کار افتخارآفرینى که با شور و هیجان انجام میگیرد. ... در درجه‌ى دوم هم، رأى به کسى است که یا شما، یا آن برادر و خواهر دیگر، یا بنده‌ى حقیر تشخیص داده‌ایم که براى آینده‌ى کشور مفیدتر از دیگران است.» هیچ تردیدی نیست که مفیدتر یعنی اصلح.

د. سخن مورد سوء فهم واقع شده رهبری: امام خامنه ای در ۲۲ خرداد ۹۲: «بنده اصرارم بر حضور حدّاکثرى و عمومى ملت ایران به‌خاطر این است که مى‌بینم و میدانم که حضور یکپارچه‌ى مردم، حضور پرشوق و امیدوارانه و قدرتمندانه‌ى مردم موجب میشود که دشمن مأیوس بشود؛ وقتى دشمن مأیوس شد، کارآیى خود را از دست خواهد داد. من توصیه‌ى اوّل و اهمّم حضور در پاى صندوقهاى رأى است؛ این از همه چیز مهم‌تر است براى کشور. ممکن است بعضیها - حالا به هر دلیلى - نخواهند از نظام جمهورى اسلامى حمایت بکنند امّا از کشورشان که میخواهند حمایت کنند، آنها هم باید بیایند پاى صندوق رأى. همه باید بیایند پاى صندوقهاى رأى، حضور خودشان را اثبات کنند. هر کسى که انتخاب خواهد شد - که تقدیر الهى را ما نمیدانیم - اگر چنانچه آراء بیشترى از مردم را داشته باشد، در صورتى که داراى رأى سدید و خوبى باشد، بهتر میتواند از آن رأى دفاع کند؛ میتواند در مقابل معارضین کشور بایستد. در مقابل دشمن بین‌المللى، با اراده قوى، با احساس عزّت، با اعتماد به این ملت - به این ملت باید اعتماد کرد، ملت ما ملت شجاع و رشیدى است - و با توکّل به خداى بزرگ و با حسن ظنّ به وعده الهى، بایستى راه را انتخاب کرد، با نگاه صحیح، عاقلانه، مدبّرانه پیش رفت، آن وقت خداى متعال هم به این‌چنین کارى برکت خواهد داد و توفیقات الهى شامل حال همه خواهد شد.»

نقد ۱. در اینجا نیز رهبری بر سنت الهی مبتنی بر تلاش اهل ایمان و خواص مؤثر اشاره می کند؛ همان که قبلا گفته بودند که اگر ما وظیفه خود را در معرفی و حمایت از اصلح انجام دهیم، خداوند هم قطعا و بی تردید و یقیناً ما را یاری می کند.

نقد۲. اصرار رهبری و توصیه اول و اهم ایشان حضور حداکثری است، لذا حتی از کسانی که نظام را قبول ندارند، دعوت به رأی دادن برای حمایت از کشور شده اند. آیا کسانی که نظام قبول ندارند، قرار است بیایند به جلیلی و قالیباف رای بدهند یا به دیگری؟ پس دعوت رهبری با توجه به شناخت ایشان از نظرسنجی ها و حرکت لب مرز آقای روحانی، حاوی نکات خاصی بر ضد نظر برخی است.

نقد۳. سیاق این بند از سخنان رهبری، در بیان نامزد مطلوب نیست، بلکه در بیان مشارکت مطلوب است و به همین دلیل، جمله حاوی «رأی بیشتر» در ادامه جمله پیشین (کسانی که نظم قبول ندارند) است. بنابراین، حمل آن بر اینکه مراد رهبری این بوده است که حامیان جلیلی به قالیباف رای بدهند یا جلیلی به نفع قالیباف کنار برود، تأویل و مصادره است. زیرا نه نص در این مطلب است، نه ظهور در این مطلب دارد، نه استظهار در این مطلب را جواب می دهد. بلکه شواهد و قرائن فهم متن، برخلاف این برداشت است.

نقد۴. برخی بدون دقت به مت، ادعا کرده اند که رهبری گفته است که من دلم می خواهد که رئیس جمهور، با رأ بالایی انتخاب شود. این برداشت ضمن اینکه با کلام رهبری تطبیق نمی شود، باز هم قابلیت مصادره کلام رهبری به ضرورت ائتلاف جلیلی با قالیباف نمی کند. زیرا اگر قالیباف در دور اول انتخاب می شد که حتما رأی بالایی نداشت و حدود ۵۵ درصد بود و اگر به دور دوم هم می رفت، که تمام آرای اصولگرایان راداشت. پس فرض ائتلاف، محقق کننده بیان رهبری نیست.

نقد 5 . بنابر سیره قطعی و منصوص و مکرر و موکد رهبری، رای به اصلح واجب شرعی، قانونی و انقلابی است و در این انتخابات نیز بارها بر لزوم شناخت و رای به اصلح حتی تا ده روز پیش از انتخابات نیز تاکید کردند و حتی تا سخنان ۲۲ خرداد خود، بنابر وعده تبیین شاخصهای اصلح، به معرفی این شاخصها پرداختند.[۴] این کار، ناشی از اعتقاد ایشان به انتخاب اصلح است، وگرنه معرفی شاخصهای نامزد اصلح، بی معنا بود. بنابراین، اگر بخواهیم از اشتغال یقینی به ضرورت انتخاب اصلح بریء الذمه بشویم، باید فراغ یقنینی از این تکلیف حاصل شود. یعنی قبلا یقیناً باید به اصلح رای می دادیم، اگر دلیلی بخواهد این باور منصوص مصرح مکرر موکد را نقض کند، باید منصوص باشد، دست کم باید ظهور در این امر داشته باشد، نه اینکه ظهور در خلاف آن چه ادعا شده است، داشته باشد. پس طبق قواعد فهم متن، کسانی که نامزد اصلح و حامیان نامزد اصلح را ملامت کرده، حتی گستاخانه آنها را به جرم عمل به تکلیف و اطاعت از رهبری به خوارج تشبیه می کنند، باید برای سوء فهم خود، و آن همه توهینی که بر خلاف فرمایش صریح رهبری کرده اند، در پیشگاه خداوند و مردم عذر خواهی کرده، آب روی رفته را بازگردانند؛ زیرا میلیونها انسان در قیامت منتظر آنانند.

۱. «مَن تَقَدَّمَ عَلَی قَومٍ مِن المُسلمینَ وَ هُوَ یَرَی أنَّ فِیهِم مَن هُوَ أفضلُ مِنه فَقَد خَانَ اللهَ وَ رَسوُلَه وَ المُسلمینَ». الغدیر، ج ۸، ص‏ ۲۹۱؛ از التمهید باقلانی، ص ۱۹۰. در قرآن به زیبایی مسآله ضرورت نامزد اصلح در فضای فقه سیاسی ناب آمده است: «أَ فَمَنْ یَهْدی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدى‏ فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُون» یونس، ۳۵. ذیل آیه دلالت بر بداهت عقلی مشروعیت اصلح و خیانتبار بودن مدیر غیر اصلح است.

۲. و نیز امام خامنه ای در ۱۲ دی ۸۶: «بشناسند اصلح‏ را، بهترین را انتخاب کنند؛ بهترین از لحاظ ایمان، بهترین از لحاظ اخلاص و امانت، بهترین از لحاظ دین‏دارى و آمادگى براى حضور در میدانهاى انقلاب؛ دردشناس‏ترین و دردمندترین نسبت به نیازهاى مردم را انتخاب کنند. » و نیز موارد بسیار دیگر که در هیچ کدام، مقبولیت شرط اصلح بودن ذکر نشده است.

۴. همان طور که رهبری در بیان ۲۵ اردیبهشت ۹۲ معیار اصلی نامزد اصلح را ایستادگی و استقامت معرفی کرده بودند (کسانى سر کار بیایند که مصداق:«انّ الّذین قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقاموا» باشند؛ اهل استقامت، اهل ایستادگى باشند؛ زرهى پولادین از یاد خدا و از توکل به خدا بر تن خودشان بپوشند و وارد میدان شوند) در این سخنرانی نیز بر ارزش مقاومت و عزت مداری تاکید کرده اند: «امروز خوشبختانه ملت ایران این درس را از حسین‌بن‌على آموخته است. سى و چند سال است که قاطبه‌ى ملت ایران در این راه حرکت میکند ... سرنوشت آن بزرگوار شهادت بود امّا درس او فقط درس راه شهادت نیست. این حرکت حرکت بابرکتى است، گاهى ممکن است مثل ماجراى حسین‌بن‌على علیه‌السّلام منتهى‌ به شهادت بشود، امّا این حالت، این روحیّه، براى اقامه دین خدا و همه‌ى برکاتى که بر اقامه‌ى دین خدا مترتّب است مفید است. ... میگویند اگر دنیا هم میخواهى، اگر عزّت هم میخواهى، در این راه است». و نیز در همان روز در تکمیل معیار اصلی فرمودند: «اینکه ملاحظه میکنید دشمن در عرصه‌هاى مختلف، از زاویه‌هاى مختلف، گاهى تعرّضى، تجاوزى، پیش‌رفتى انجام میدهد، به‌خاطر این است که کسانى به او چراغ سبز میدهند، دشمن را امیدوار میکنند. بعضى از حرفها دشمن را امیدوار میکند؛ بعضى از قیافه‌گرفتن‌ها و رفتارها دشمن را امیدوار میکند. وقتى دشمن امیدوار شد، بر فشار خود مى‌افزاید؛ وقتى دشمن ناامید شد، طبعاً خواهد دید فشار فایده‌اى ندارد، راه دیگرى را دنبال میکند.» این همان شعار مقاومت و تهدیدزدایی به جای گفتمان سازش و تنش زدایی است. پس رهبری تا روز ۲۲ خرداد ۹۲ هم مشغول تبیین شاخصهای نامزد اصلح است.

  • محسن روزبه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی