عروج ملکوتی حاج اکبر کفاش

«چه تقارن عجیبی است، یتیمان قمی همزمان با یتیمان کوفه داغدار شدند!»
حاج اکبر کفاش (اکبر نیکزاد) پیرمرد باصفای قمی در آستانه شب های مبارک قدر دعوت حق را لبیک گفت و به ملکوت اعلی پیوست.
به دو چیز معروف بود: تعبیر خواب و کار خیر. شغلش کفاشی بود اما مغازه کوچک و محقرش پیش و بیش از آنکه محلی برای کسب باشد مامنی برای حل گره ها بود.
چند سالی است که می شناسمش، اما نه، شناخت او و امثال او در حد و اندازه من نیست، قدر او را بزرگانی همچون آیات عظام گلپایگانی، مرعشی نجفی، فاضل لنکرانی و... می شناختند، قدر او را رجبعلی خیاط می شناخت که وقتی به مغازه حاج اکبر آمد گفت اول برای زیارت بانوی کرامت حضرت معصومه سلام الله علیها آمده و بعد برای دیدار او، توانی برای کار کردن نداشت اما درب مغازه اش همیشه باز بود، مبادا امیدی را نا امید برگرداند، خودش می گفت عنایتی است که شامل حالش شده و مدت عمرش در واسطه خیر و خدمت به محرومان و مستضعفان گذشته است، از اینرو بود که حتی از خارج کشور تماس های روزانه داشت، و خدا می داند چند خانواده با واسطه و بی واسطه زیر پوشش مهربانی های او بودند، و فکر نمی کنم کمیته عریض و طویل امداد و بهزیستی و وزارتخانه فلان و سازمان بهمان بتوانند ... بگذریم.
دکانش نه فقط محل تعبیر که تاویل خواب هم بود، نسخه هایش شامل آیات قرآن، ادعیه و نذورات بود، اما نه مثل بعضی که با مقدسات تجارت می کنند، که او با خدا معامله کرده بود.
مرد وفا بود، سالها تا توان داشت از همسر بیمارش به شخصه پرستاری می کرد در حالی که اگر می دیدیش فکر می کردی خود نیاز به مراقبت و پرستاری دارد.
سفارش های رجبعلی خیاط را چه خوب به یاد داشت: از برخورد با نا محرم بپرهیزید، گرد غیبت نگردید و ...
و حرف آخر اینکه اگر از زندانی که برای خود می سازیم بیرون بیاییم و با چشم دل مردم اطراف مان را ببینیم، امثال او را خواهیم دید، کسانی را که بیش از آنکه در بین اهل زمین معروف باشند در بین اهل آسمان ها معروفند، چرا که اهل زمین به زمینیان می نازند و اهل آسمان به آسمانی ها.
پ.ن:
مستند «حاج اکبر کفاش» به نویسندگی و کارگردانی مصطفی خسروی تولید 1387 در جشنواره بین المللی اشتوتکارت نیز به نمایش درآمده است.