دغدغه های یک اهل فرهنگ

آخرین نظرات

تحریم، محاصره یا نبرد اقتصادی

ابعاد تحریم ها و آثار آن بر انتخابات 92

آخرین قطع نامه شورای امنیت در خصوص تحریم ها و به بهانه پرونده هسته ای ایران به سال 1389 باز می گردد که مانند قطع نامه های پیشین به بیانیه های خصمانه بیشتر می مانست و به حق از سوی آقای احمدی نژاد به کاغذ پاره تعبیر می شد و تاثیر چندانی بر اقتصاد و سایر جنبه های پیشرفت ایران اسلامی نداشت و به همین دلیل در دو سال اخیر قطع نامه ای صادر نشده است. پس تحریم های جدید که آثار مخرب آن بر اقتصاد مان بر کسی پوشیده نیست و آقای روحانی هم به آن اعتراف کردند( البته با چرخشی آشکار نسبت به تبلیغات انتخاباتی که همه مشکلات اقتصادی را نه به تحریم که به بی کفایتی دولت دهم نسبت می داد) چگونه اعمال گردید؟

موضوع مهم این است که تحریم های جدید به صورت یکجانبه و با تصویب نمایندگان کنگره و با تایید رییس جمهور آمریکا به اجرا در آمده است. دلیل اصلی هم این است که این تحریم ها با قوانین بین المللی در تضاد کامل است و  در شورای امنیت قابل طرح و تصویب نمی باشد و فقط با قلدری هیئت حاکمه آمریکا به اجرا در آمده است. تصویب کنگره آمریکا نیز بدین معناست که برای لغو آن نظر نمایندگان کنگره آمریکا شرط است و طی پروسه مشخصی صورت می گیرد و در اختیار دولت آمریکا نیست. و البته مقامات آمریکایی که از عدم اجماع بر سر این تحریم ها در جامعه جهانی اطمینان دارند آنرا یک جانبه طرح، تصویب و اجرا کردند. کشور های دیگر نیز که از اعمال این تحریم ها ناراضی اند جرات اینرا که مخالفت صریح و علنی داشته باشند ندارند چرا که از بر هم خوردن مناسبات اقتصادی خود با غول اقتصاد دنیا واهمه دارند و یک ضرر کوچک را که از تحریم ایران می بینند به نگاه خصمانه آمریکا ترجیح می دهند.

آخرین حربه ای که مشرکان مکه برای جلوگیری از رشد روز افزون اسلام انجام دادند محاصره اقتصادی کامل مسلمانان در شعب ابی طالب بود که 3 سال به طول انجامید و در این مدت بیشترین فشار بر مسلمانان وارد آمد و این دوران را رسول گرامی اسلام سخت ترین دوران در نبوت خویش خوانده اند. و حالا می بینیم که جبهه استکبار پس از شکست های پی درپی از ملت ایران به این حربه روی آورده است. چنانکه پس از اعمال تحریم ها رییس کل بانک مرکزی شرایط کشور را به شعب ابی طالب تعبیر کرد. (که البته رهبر معظم انقلاب اسلامی با انتقاد از اینگونه اظهار نظر ها شرایط را شرایط فتوحات بزرگ بدر و خیبر نامیدند. و این به واسطه زیر بناهای محکم کشور عزیزمان می باشد که باید از ظرفیت های موجود کمال استفاده را کرد و ملت بزرگ ما از این گردنه سخت نیز عبور خواهد کرد ان شاءالله).

موضوع تحریم ها و زمان و نحوه اجرای آن به گونه ای طراحی شده است که بیشترین تاثیر را بر معیشت مردم داشته باشد و در آستانه انتخابات شرایط را به سمت ایجاد نارضایی اقتصادی و اعتراضات صنفی و خیابانی پیش ببرد و با نفوذ دادن عناصر منافقین در بین تجمعات اعتراضی و خراب کاری های محدود، فضای کشور به سمت امنیتی شدن پیش برود و با بازسازی فضای انتخابات 88 کلید آشوب های گسترده (که بر خلاف سال 88 در سطح کشور صورت می گیرد و محدود به تهران نیست) زده شود. البته تحلیل آنها تا حدودی منطبق با جریان اعتراضات صورت گرفته در زمان دولت آقای هاشمی است و دشمن در این فکر بود که بار دیگر حوادث مشابهی را البته در ابعاد گسترده تر بوجود بیاورد.

ستاد ویژه ای در کاخ سفید از همه نهادهای اطلاعاتی، امنیتی، سیاسی و اقتصادی تشکیل شده است که وظیفه آن رصد کردن تحریم ها و آثار آن بر جامعه ایران است. تحریم هایی که آنها به حق فلج کننده خواندند و برای به زانو درآوردن بزرگترین اقتصاد ها نیز کافی است. از وظایف مهم این ستاد پیدا کردن راه های تازه برای اعمال فشار به صورت فزاینده و قدم به قدم می باشد. از دیگر وظایف آن رصد واکنش ایران و بستن راه های دور زدن تحریم هاست که در مدت کمتر از یک هفته روزنه هایی را که مقامات و یا واسطه های ایرانی برای دور زدن تحریم ها می یابند را مسدود می کنند.

و این گونه بود که  مقام معظم رهبری در بیانات نوروزی خود فرمودند:

«آمریکائی‌ها برای متوقف کردن فروش نفت و انتقال پول ایران، مأمور ویژه فرستادند. از آمریکا افراد برجسته و خاصی را مأمور  کردند که با کشورها تماس بگیرند، به کشورها مسافرت کنند؛ حتّی با سران شرکتها صحبت کنند برای اینکه ارتباطات و اتصالات اقتصادی مربوط به نفت را با جمهوری اسلامی پیگیری نکنند؛ آنها را مجازات کنند به خاطر این که با جمهوری اسلامی ارتباط مالی دارند، ارتباط پولی دارند، یا معامله در مورد نفت دارند؛ این کار را از اول سال 91 و بخصوص از مرداد، با شدتِ تمام شروع کردند.»

اولین وجه تحریم ها تحریم نفتی می باشد. به نظر کارشناسان بین 50 تا 80 درصد اقتصاد ایران بر پایه در آمد های نفتی برنامه ریزی شده است و به رغم هشدار های مکرر کارشناسان اقتصادی و درخواست های مقام معظم رهبری از دولتمردان برای کاهش وابستگی به نفت، این موضوع مورد تغافل دولت های گذشته قرا گرفت. تا آنجا که

ایشان در بیانات نوروزی خود فرمودند:

«البته من این را بگویم ــ این را یک بار دیگر هم چند ماه قبل از این گفتم ــ که آمریکائی‌ها اظهار خوشحالی کردند و  گفتند که فلانی اعتراف کرد که تحریمها اثر گذاشته. بله، تحریمها بی‌اثر نبود؛ میخواهند خوشحالی کنند، بکنند. تحریمها بالاخره اثر گذاشت؛ این هم یک اشکال اساسی در خود ما است. اقتصاد ما دچار این اشکال است که وابسته‌ی به نفت است. ما باید اقتصاد خودمان را از نفت جدا کنیم؛ دولتهای ما در برنامه‌های اساسیِ خودشان این را بگنجانند. من هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سر کار بود و به مسئولان گفتم  کاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم، بتوانیم درِ چاههای نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان "تکنوکرات" لبخند انکار زدند که مگر میشود؟! بله، میشود؛ باید دنبال کرد، باید اقدام کرد، باید برنامه‌ریزی کرد. وقتی برنامه‌ی اقتصادی یک کشور به یک نقطه‌ی خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روی آن نقطه‌ی خاص تمرکز پیدا میکنند. بله، تحریمها اثر گذاشت، منتها نه آن اثری را که دشمن میخواست؛ که من حالا این مسئله را شرح خواهم داد. این در مورد کار اقتصادی بود.»

با تحریم نفتی اعمال شده از 11 تیر ماه 1391 فروش نفت ایران از 2 میلیون و پانصد هزار بشکه به حدود هفتصد هزار بشکه در روز کاهش پیدا کرد. بدین معنی که تنها 30 درصد از درآمد پیش بینی شده نفتی محقق شده است. و بدین ترتیب کشور با کاهش بودجه عظیمی به یکباره مواجه گردید که حداقل تاثیر آن کسری بودجه بی سابقه بود و عملا جای ایران را در بازار جهانی نفت به عربستان سعودی (که وعده جبران کاهش تولید نفت را داده بود) سپرد.

وجه دیگر تحریم ها نیز تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی است که عملا به تحریم تجارت خارجی ایران انجامید. دلار آمریکا پایه مبادلات بین المللی است و در مبادله تجاری بین دو کشور، دلار ها با واسطه بانک مرکزی آمریکا بین بانک های مرکزی دو کشور مبادله می شود. با تحریم بانک مرکزی، امکان مبادله دلار بین دو کشور از بین می رود. و به این علت جا به جایی درآمد حاصل از نفت ایران دچار مشکل شد و همان نفت اندکی را که می فروشیم برای دریافت بهای آن دچار مشکل شدیم. حتی سعی شد با چمدان دلار جا به جا کنیم که البته این هم با مشکلاتی چون محدود بودن (حساب کنید وجه نقد یک قرارداد نفتی 10 میلیارد دلاری را با چند هواپیما باید جا به جا کرد) و مصادره آن در کشور ثالث روبرو بود. (در کشور های همسایه تحت نفوذ آمریکا این اتفاق یعنی پایین آوردن هواپیما و مصادره دلار ها افتاد)

با کاهش ارزش ریال، دلار به کالایی با ارزش تبدیل شد و به همین دلیل بسیاری از مردم برای سود آوری و یا جلوگیری از کاهش ارزش دارایی خود به خرید دلار روی آوردند و از آنجا که در تحریم دلار هستیم، با افزایش تقاضا و دلال بازی مفسدان اقتصادی (که متاسفانه در بانک مرکزی هم رد پای آنها دیده شد و منجر به دستگیریشان گردید) بازار ارز دچار نوسانات شدیدی گردید و ناتوانی دولت در تامین دلار و ثبات بازار، آثار مخرب اقتصادی و روانی از جمله تورم بالا را به دنبال داشت.

از تبعات دیگر این تحریم، افت شدید واحد پول ایران به عنوان یک ارز پر تنش با ریسک بالا بود. به عبارت دیگر این دلار نیست که گران می شود بلکه ریال ایران است که به علت ریسک بالای تجارت دچار افت می شود و به دلیل اینکه ما وارد کننده هستیم و در واردات خود و جا به جایی ارز دچار مشکل شده ایم قیمت اجناس در روندی صعودی قرار گرفت.

یکی از چاره اندیشی ها، مبادله نفت با فلزات گران بها مانند طلا بود که آن هم مورد تحریم قرار گرفت. روش دیگر مبادله نفت با کالا بود که به همین دلیل شاهد ورود کالاهای بی کیفیت چینی و هندی و پاکستانی و ... هستیم. امری که در گذشته وجود داشته اما امروز تشدید شده است.

روش دیگر که در سطح بسیار محدود بین برخی کشور ها که می خواهند خود را از سلطه دلار برهانند انجام می شود مبادله با ارز دو کشور است. بدین صورت که هر کشور حسابی را در کشور دیگر با ارز همان کشور باز می کند و با مبادله کالا قیمت آنرا که البته با نرخ دلار محاسبه می شود به حساب آن کشور واریز می کند. این روش هم با تصویب تحریم های جدید با اشکال مواجه خواهد شد. چرا که در دور جدید تحریم ها ریال ایران تحریم خواهد شد و هر کشوری که با ریال ایران مبادله کند با مجازات های دولت آمریکا مواجه خواهد گردید.تحریمی که به تازگی و قبل از روی کار آمدن دولت آقای روحانی به عنوان تحفه به ایشان تقدیم گردید.

وجه دیگری از تحریم ها تحریم کشتی رانی است. قابل ذکر است که بیش از یک سال است که یک کشتی خارجی به بنادر ایران رفت و آمد نداشته است و برای صادرات و واردات به تعداد معدودی کشتی و نفت کش باید اکتفا می کردیم و مطمئنا این تعداد جوابگوی مبادلات تجاری و نفتی مان نیست. به این مورد اضافه کنید تحریم بیمه ای که هیچ شرکتی جرات بیمه کردن کشتی های ایرانی را ندارد. ( حالا به دور اندیشی مقام معظم رهبری پی می برید که حضور نظامی ایران را در آب های بین المللی پی گیری کردند تا حالا کشتی های ما بتوانند در امنیت کامل تردد کنند که در غیر این صورت مشکلات مان مضاعف می گردید، با حضور دزدان دریایی که البته از سوی استکبار هدایت و کنترل می شوند مانند فرقه طالبان و وهابیت)

وجه دیگری از تحریم ها، تحریم مواد اولیه است که در صنایع مختلف کاربرد دارند و به همین دلیل شاهد تعطیلی برخی واحد های تولیدی بودیم و یکی از پیامدهای آن نیز عدم تامین داروهای مورد نیاز بود که تا کنون باعث مرگ بسیاری از هموطنان عزیزمان گردیده است و برای نشان دادن عمق تحریم ها به همین ها بسنده میکنم.

با مروری بر تحریم ها و آثار آنها به روشنی در می یابیم که هدف از آنها نابودی ملت ایران است. تحریم هایی که نتیجه قطعی آن محاصره اقتصادی کامل است و مستقیما معیشت مردم عزیزمان را نشانه رفته است.

سال گذشته و با اعمال این تحریم های بی سابقه که واکنش منفعلانه مسوولین بانک مرکزی و دولت را در پی داشت و حتی زمزمه هایی از تمایل آقای احمدی نژاد برای انجام مذاکره با طرف غربی و در سفر آخر ایشان به سازمان ملل شنیده می شد کارگزاران نظام اسلامی از دولت و مجلس و سایر نهادها طبق برنامه هر ساله دیدار در ماه مبارک رمضان به خدمت مقام معظم رهبری رسیدند، در حالی که در مقابله با تحریم ها به بن بست رسیده بودند و شاید قصد هم داشتند تا ایشان را هم متقاعد کنند که اندکی عقب نشینی لازم است و شاید چاره ای نیست جز کوتاه آمدن که ایشان با دم مسیحایی خود و با اتکال به مژده مدد خداوندی به مومنان، روح تازه ای در مسوولین برای مقابله با استکبار دمیدند، به گونه ای که عزیزی که در آن جلسه حاضر بودند فرمود:« من به عینه معنی ولایت فقیه را در آن جلسه درک کردم که چگونه مسوولان را که با دست های بالا به نشانه تسلیم حضور یافته بودند متحول کرد و همان ها در پایان جلسه گفتند که این بار هم بینی استکبار را به خاک خواهیم مالید. ان شاء الله»

البته به دلایلی که مهم ترین آنها جلوگیری از بار روانی غیر قابل تحمل بر جامعه است شدت و آثار تحریم ها به درستی تبیین نشد و همین عامل سبب گردید که مقصر اصلی را دولت آقای احمدی نژاد معرفی کنند و همه تقصیر ها را گردن ندانم کاری های دولت بیندازند و حتی دولت را متهم کردند که کار را رها کرده است و با پرداختن به مسایلی مانند درگیری با مجلس در امر معیشت و کنترل بازار بی کفایت بوده است. البته به دلیل اینکه دولتمردان برای مقابله با تحریم های این چنینی آماده نبودند و برنامه مدونی نداشتند در فشار های وارد شده بر مردم بی تقصیر نبودند اما اینکه این موارد را برای کاسب کاری و رای آوری به دوش دولت بیندازند بسیار نا جوانمردانه و بدور از انصاف بود.

و متاسفانه در رقابت های انتخاباتی شاهد بودیم که جناح پیروز در انتخابات از این مسئله نارضایتی اقتصادی حداکثر استفاده را کرد و همه دست آورد های دولت نهم و دهم را زیر سوال برد.

مقام معظم رهبری در روز اول فروردین در جمع مردم فرمودند:

«ما که به عملکرد خودمان و برنامه‌ی گذشته و آینده‌ی خودمان نگاه میکنیم، نگاهمان باید واقع‌بینانه باشد؛ ارزیابی ما ارزیابی درستی باشد. بعضی از مردمِ خود ما وقتی به اوضاع کشور نگاه میکنند، فقط ضعفها را می‌بینند؛ گرانی را می‌بینند، افت تولید در برخی از واحدهای تولیدی کشور را می‌بینند، فشارهای دشمنان را می‌بینند. این نگاه، نگاه ناقصی است. بنده نگاه متفاوتی دارم. من وقتی به اوضاع کشور و اوضاع ملتمان نگاه میکنم، یک میدان عظیم پرچالشی را مشاهده میکنم که ملت ایران در این میدان، به رغم دشمنان، سربلند و پیروز ظاهر شده است.

ضعفها هست، مشکلات هست؛ در مجموعه‌ی حوادث و رویدادهای کشور، تلخی‌ها و تلخکامی‌هائی وجود دارد؛ ولی کسانی از قدرتمندان مادی عالم، با همه‌ی وجود تلاش کردند که ملت ایران را فلج کنند؛ این را به زبان آوردند. آن خانم بی‌کفایتی که مسئولیت سیاست خارجی کشور آمریکا را بر عهده داشت، سینه‌اش را سپر کرد و گفت میخواهیم تحریمهائی در مورد جمهوری اسلامی اعمال کنیم که ایران فلج شود! این را صریحاً به زبان آوردند. و حالا عرض خواهم کرد که فعالیتها و اقدامهای  آنها چه بود و چه شد و به کجا انجامید. بنابراین از یک طرف، تلاش دشمن است در این عرصه‌ی عظیم و میدان بزرگی که ملت ایران در آن به چالش و مقابله با دشمن سرگرم است؛ از طرف دیگر، وجود دستاوردهای بزرگی است که نشان‌دهنده‌ی ظرفیت و قدرت و هوشمندی این ملت بزرگ است....

نگاه کردن و فقط به ضعفها چشم دوختن، غلط است. باید دید مجموعه‌ی این تلاشها در سطح کشور چگونه انجام میگیرد و به چه سرانجامی منتهی میشود. با این دید وقتی به صحنه نگاه کنیم، باید به ایران و ایرانیِ مسلمان آفرین بگوئیم....

 دشمنانی که مایل نیستند پیشرفت و ترقی و رشد همه‌جانبه‌ی ملت ایران را ببینند، دو کار عمده در برنامه‌ی آنها وجود دارد: یکی این که تا آنجائی که بتوانند، مانع‌تراشی کنند که ملت نتواند به این پیشرفتها و رشد دست پیدا کند؛ با تحریم، با تهدید، با مشغول کردن مدیران به کارهای درجه‌ی دو و فرعی، به منعطف کردن حواس ملت بزرگ ایران و نخبگان کشور به کارهائی که در فهرست کارهای اصلی آنها قرار ندارد؛ یعنی مانع شدن عملی.
کار دوم این است که در تبلیغاتِ خودشان پیشرفتها را انکار کنند. امروز یک شبکه‌ی تبلیغاتیِ بسیار عظیم با هزاران رسانه از انواع گوناگون رسانه‌ها در دنیا مشغول به کار است، برای اینکه اثبات کند که در ملت ایران، در کشور ایران پیشرفتی صورت نمیگیرد؛ پیروزی‌های ملت را انکار کنند؛ اگر ضعف هائی وجود دارد، این ضعفها را بزرگ و عمده کنند و در مقابل چشم همه قرار دهند؛ اما قوّتها و نقاط جوشش را ــ که در سراسر کشور و در هر گوشه و کنار، خود را به انسانهای منصف نشان میدهند ــ از چشمها پنهان کنند.»

و متاسفانه این دیدگاه های غیر منصفانه از طرف اکثریت کاندیداها چه اصلاح طلب و چه اصولگرا تکرار می شد تا جایی که سیاه نمایی آنها از وضع موجود به تذکر جدی ایشان انجامید. ایشان بعد از مناظره ها در سالگرد 14 خرداد فرمودند:


 «یک جمله هم خطاب به نامزدهاى محترم عرض میکنیم. نامزدهاى محترم در این برنامه‌هاى عمومى، خب زبان به نقد و انتقاد باز میکنند؛ این حق آنها است؛ میتوانند از هر چیزى که مورد انتقاد آنها است، انتقاد کنند؛ منتها توجه کنند که انتقاد باید به معنى عزم و نیت براى پیمودن آینده‌ى پرتلاش و افتخارآمیز باشد، نه به معناى سیاه‌نمائى و منفى‌بافى و بى‌انصافى؛ به این نکته توجه کنند....

من به برادرانى که میخواهند اطمینان این مردم را به سمت خودشان جلب کنند، نصیحت میکنم که منصفانه حرف بزنند؛ انتقاد کنند، لیکن انتقاد به معناى سیاه‌نمائى نباشد؛ به معناى انکار کارهاى بسیار برجسته‌اى نباشد که چه در این دولت، چه در دولتهاى قبلى انجام گرفته است و کسانى مثل خود آنها سر کار آمده‌اند و شب و روز تلاش کرده‌اند و آن کارها را انجام داده‌اند.

انتقاد به معناى انکار جهات مثبت نیست؛ انتقاد این است که انسان کار مثبت را بگوید، نقص و ضعف را هم بگوید. امروز در کشور ما اگر کسى سر کار بیاید، احتیاج ندارد که از صفر شروع کند؛ هزاران کارِ برجسته انجام گرفته است. در سالهاى طولانى، در دوره‌ى مسئولیتهاى مختلف دولتها، هزاران زیرساخت اساسى براى این کشور به وجود آمده است؛ علم پیشرفت کرده است، صنعت پیشرفت کرده است، کارهاى زیربنائى پیشرفت کرده است، امور بسیار مهم در زمینه‌هاى مختلف برنامه‌ریزى و اجرا شده است؛ اینها را نباید از دست بدهند؛ هر کارى میکنند، باید از اینجا به بعد باشد. این همه کار را نمیشود فقط به بهانه‌ى این که امروز مشکلات اقتصادى داریم، گرانى و تورم داریم، انکار کنیم؛ این که درست نیست.

بله، مشکلات اقتصادى هست، تورم هست؛ ان‌شاءالله آن کسى که بعداً خواهد آمد، بتواند حلاّل این مشکلات باشد، این گره‌ها را هم باز کند؛ این که آرزوى ملت ایران است؛ اما این معنایش این نباشد که اگر ما یک راه حلى براى مشکلات در نظر خودمان داریم، همه‌ى آنچه را که امروز انجام گرفته است و وجود دارد، انکار کنیم.

با کار و تلاش شبانه روزی مسوولین محترم دولت آقای احمدی نژاد ( با وجود همه ضعف ها و انتقادها) و با هوشمندی مردم عزیزمان و هدایت و رهبری عالمانه مقام معظم رهبری تحریم های اعمال شده (که طبق پبش بینی همه کارشناسان به مدت شش ماه قدرتمند ترین اقتصاد ها را به ور شکستگی می کشاند) دشمن را نتوانست به اهداف خود یعنی ورشکستگی کشور و ایجاد نارضایتی عمومی و به تبع آن بحران و آشوب و براندازی، نرساند و مردم فهیم ایران اسلامی با درک شرایط، دشمن را از رسیدن به هدف های خود مایوس کرد.

  • محسن روزبه

نظرات  (۲)

این تحریم ها که اشاره کردید این نکته رو تذکر میده که تاریخ مدام در حال تکرار هست و امتحان الهی باز تکرار خواهد شد.این ما هستیم که باید ببینیم چگونه از این امتحان....
بنده هم این رو احساس کردم و مشخص بود:و متاسفانه در رقابت های انتخاباتی شاهد بودیم که جناح پیروز در انتخابات از این مسئله نارضایتی اقتصادی حداکثر استفاده را کرد و همه دست آورد های دولت نهم و دهم را زیر سوال برد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی