دغدغه های یک اهل فرهنگ

آخرین نظرات

چقدر هوا گرم است؟

چند روزی هوا به شدت گرم شده بود. فکرش را بکنید دمای 47 درجه (البته در سایه و حومه شهر، مطمئنا در مرکز شهر و زیر آفتاب بیش از 50 بود) و روزه های طولانی 17 ساعته. امروز هوا چند درجه ای خنک تر بود اما در بعد ازظهر افت فشار آب به گرمای طاقت فرسا هم اضافه شد. بماند چه زحماتی که برای تامین آب شهر مقدس قم کشیده شده که آخرین آنها طرح بزرگ انتقال آب از سرشاخه های دز بود. دستشان درد نکند که اگر این تلاش ها نبود چه باید می کشیدیم از گرما و کم آبی.

هنوز روزهای دوران کودکی یادم هست، در بحبوحه جنگ، دوران دفاع مقدس، زیر موشک باران و حمله های هوایی، با قطع مکرر آب و برق، به صدا درآمدن آژیرها، ترس از حمله هوایی، فرار به پناهگاه، شلیک بی امان پدافند هوایی، غرش جنگنده ها بر فراز آسمان شهر، لحظاتی بعد... بووووووووووووووووووووم... انفجارهایی مهیب، لرزش زمین و فروریختن شیشه ها، صدای آژیر ممتد... خبرها و شایعات....

و البته ما ترجیح می دادیم در عالم کودکی بدون فکر کردن به مخاطرات فضای اطرافمان، در آسمان بی کران شهر، بدنبال خط سیر جنگنده ها یا موشک های خصم زبون باشیم. و هنوز یکی از حسرت های دوران کودکیم تماشای آسمان پرستاره شب است، بدون وجود نور های مزاحم تکنولوژی جدید، به تماشا نشستن قدرت لایزال خداوندی و کهکشان راه شیری و هزاران ستاره و سیاره و شاید کهکشان و ...

یادش به خیر زمانی نه چندان دور، خوابیدن در پشت بام ها زیر آسمان پر رمز و راز، دنبال رد هواپیما ها را گرفتن و گشتن بدنبال ستاره قطبی و دب اکبر و... وقتی چشم باز می کردی که نسیم خنک صبحگاهی صورتت را نوازش می داد...

اما چه شده که ترجیح دادیم بجای فضای آزاد در اتاق های خواب تنگ و تاریک باشیم و بجای تماشای مخلوقات تفکربرانگیز و شگفت آور خدا به تماشای لیگ چندم فلان بپردازیم و جای نسیم روحبخش خداوندی را به کولر های آبی و گازی داده ایم. حالا مصرف آب و برق و هزینه های گزاف انرژی که به لطف یارانه های نفتی و دولتی قابل تحمل است به کنار، کسالت و خواب آلودگی و درد مفاصل خشک شده زیر باد کولر و حساسیت و آبریزش و ...

چرا دیگر در حیاط خانه ها انار و انجیر و انگور و سیب و به و...وجود ندارد؟ چرا دیگر پرستوها به شهرمان سر نمی زنند؟ چرا دیگر وقتی از کنار منطقه سالاریه عبور می کنی ، خنکای نسیم باغ را حس نمی کنی؟ چرا آسمان هم بخیل شده و برف و بارانش را دریغ می کند؟ چرا سوز سرمای خشک زمستان استخوان را می ترکاند و سوز گرمای خشک تابستان صورت ها را برشته می کند؟ آیا بخاطر نامهربانی ما با موجودات خدا نیست؟ تا به حال کسی حساب کرده چند درخت مثمر و غیر مثمر در این شهر قلع و قمع شده است؟ تا به حال کسی به این فکر کرده که وجود فضای سبز می تواند تا 30 درصد در کاهش دما در تابستان و تعدیل سرما در زمستان کمک کند؟ تا به حال کسی فکر کرده به جای گسترش روزافزون سیستم های سرمایش و گرمایش به تعادل طبیعی هوا کمک کند؟ تا به حال کسی برای این برنامه ریزی کرده که چطور می شود با جنگل کاری به مقابله با خشک سالی رفت؟

به قول عزیزی می فرمود: «عرضه مبتنی بر تقاضاست». تا در روی زمین گیاهی طلب آب از آسمان نکند، آسمان هم بارانی مرحمت نمی کند تا صدقه سر آن نهال، آبی هم لب های ما را تر کند.

پ.ن:

1- در هیچ دین و آیینی به اندازه اسلام به درخت کاری و محافظت از منابع طبیعی سفارش نشده است. در اسلام عمران و آبادانی به ساخت شهر های بزرگ پرترافیک دود آلود نیست بلکه به سرسبزی زمین و رونق کشاورزی و طلب رزق حلال است.

2- یکی از مصادیق ورود به بحث الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت می تواند الگوی شهرسازی سبز باشد.

3-برای مقایسه دو عکس را آورده ام. اولی مربوط به شهرک امام خمینی (ره) است که بیش از سی سال قدمت دارد، و دیگری یکی از محلات جدید با مدل جدید شهرسازی.


  • محسن روزبه

نظرات  (۱)

  • زائر باران
  • جهاد اصلاح سبک زندگی:میتون شامل جهاد در اصلاح تغذیه پوشش خواب معماری ساختمونا و شهرسازی ها مهمانی ها رفتارها و همه چی باشه...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی