دغدغه های یک اهل فرهنگ

آخرین نظرات

نکاتی درباره کابینه «شبه کارگزارانی» روحانی


دولت اول اکبر هاشمی رفسنجانی در کنار اقداماتی که در سطح کلان اقتصاد کشور انجام داده بود، در پایان دوره با مشکلات سیاسی و کاستی عقبه اجتماعی مواجهه می کرد. ‌هاشمی که گزینه تقریبا همه گروههای سیاسی در انتخابات سال 68 بود، در انتخابات سال 72 از سیاست اجماع حمایتی برخوردارنبود. جناح چپ در این انتخابات بیشتر موضع سکوت و در برخی مواقع انتقاد از ‌هاشمی را در پیش گرفتند. راست‌گرایان سنتی ایران اما هنوز بهترین گزینه ممکن را ادامه دولت سازندگی اکبر ‌هاشمی رفسنجانی می‌دانستند ولی روی چینش کابینه نظر داشتند و حساس بودند. جامعه مدرسین حوزه علمیه از ‌هاشمی حمایت کرد اما این حمایت با انتقاداتی نیز همراه بود. بیشترین انتقاد جامعه مدرسین حوزه علمیه به اعضای کابینه ‌هاشمی بود به گونه‌ای که شرط اول آن‌ها این بود که کابینه دولت جدید ‌هاشمی از بین کسانی تشکیل شود که‌ به‌ مبانی‌ و اصول‌ اسلام، اصول‌ انقلاب‌ و ولایت‌ فقیه‌ و روحانیت‌ و مرجعیت‌ و ایستادگی‌ در برابر جهان‌خواران‌، مخصوصا آمریکا ایمان داشته باشند.


توکلی رقیب هاشمی در آن انتخابات در تبلیغات ‌اش، رشد بی‌عدالتی اقتصادی و رفاه‌طلبی دولت را عامل بسیاری از مشکلات کشور می‌دانست و در این راستا انتقاداتی به عملکرد ‌هاشمی رفسنجانی وارد کرد. در نهایت انتخابات ششمین دوره ریاست‌جمهوری در سال 1372 با پیروزی ‌هاشمی رفسنجانی پایان یافت ولی این انتخابات یک تفاوت عمده با انتخابات‌های ریاست‌جمهوری پیشین داشت و آن رای بالاتر از حد انتظار نفر دوم انتخابات یعنی احمد توکلی بود. رای 4 میلیونی توکلی که برای اولین بار در انتخابات ریاست‌جمهوری برای نفر دوم رقم می‌خورد یک تحلیل بزرگ در پس خود داشت. 4 میلیون رای توکلی نشان داد که سیاست‌های ‌هاشمی در جامعه منتقدان زیادی دارد.

واقعیت این بود که رای ‌هاشمی نسبت به دوره قبل ریزش کرده بود که این مساله نشان‌دهنده نارضایتی بخش‌هایی از جامعه بود.‌هایی از جامعه بود.

برخی کارشناسان، بروز این مساله را به‌دلیل توجه صرف دولت ‌هاشمی به فعالیت‌های زیربنایی و عمرانی و همچنین مشکلات زیاد اقتصادی از جمله کسری بودجه که با آن روبه‌رو بود، می‌دانستند.در مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری، یادگار امام(ره) حجت‌الاسلام سید احمد خمینی، رئیس‌جمهور منتخب را به ناچیز شمردن قدرت خود و همه‌ قدرتمندان مادى در برابر قدرت کامله‌ الهى، حفظ موضع مستحکم همیشگى خود در برابر دشمنان، مخالفان و بدخواهان و همچنین گزینش همکاران و مدیران با این معیارها توصیه کرد. مقام معظم رهبری نیز توجه به عدالت اجتماعی را به مسوولین دولت گوشزد کردند: «سیاست‌های اساسی در نظام اسلامى، عبارت است از رفاه عمومى و عدالت اجتماعى. فرق عمده‌ ما با نظام‌هاى سرمایه‌دارى همین است.»
هاشمی کابینه دوم خود را با حفظ 13 نفر از 22 وزیر کابینه اول و تغییر 9 وزیر تشکیل داد. لاریجانی که با حکم مقام معظم رهبری به عنوان رئیس صداوسیما انتخاب شده بود از وزارت فرهنگ و ارشاد کنار رفت و میرسلیم جانشین او در این سمت شد.

نوربخش نیز وزارت اقتصاد و دارایی را ترک کرده و به عنوان رئیس کل بانک مرکزی منصوب شد. علاوه بر این دو تغییر، هفت تغییر دیگر در کابینه دوم نسبت به کابینه اول به‌وجود آمد که مهم‌ترین آن، حذف معین و عبدالله نوری، از وزرای جناح چپ ایران از کابینه بود.

در مجموع دولت دوم ‌هاشمی، با اجماع کمتر در فضای سیاسی نسبت به دولت اول وی شکل گرفت و ‌هاشمی رفسنجانی نیز در دولت دوم مانند دولت اول، سیاست توازن در کابینه و استفاده از وزن همه نیروهای سیاسی کشور را در پیش نگرفت که شاید دلیل اصلی، فعالیت مجلس چهارم با اکثریت متمایل به جناح راست از یک سو و فشار گروه‌های سیاسی در دوران انتخابات از سویی دیگر است.

برخی منتقدان دولت سازندگی منکر فعالیت‌های زیربنایی دولت سازندگی نیستند بلکه معتقدند سبک و شیوه فعالیت اقتصادی دولت هشت ساله ‌هاشمی، فرهنگ نظام سرمایه‌داری را در کشور پیاده کرد و تلاش‌های این دولت اثرات فرهنگی نامناسبی داشت که با تفکرات انقلاب اسلامی سازگار نیست.
منتقدان اصولگرای دولت ‌هاشمی ، معتقدند دولت‌های وی توسعه اقتصادی و رفاه را در پیش گرفت ولی در این بین، عدالت در توزیع ثروت و کاهش فاصله طبقه‌های اجتماعی را فراموش کرد.

محسن رضایی که در آن زمان فرماندهی سپاه پاسداران را به عهده داشت، معتقد است دولت ‌هاشمی رفسنجانی در سیاست خارجی صدور انقلاب را متوقف ‌و در سیاست داخلی ‌فضای باز سیاسی و نقد را محدود کرد.

حال می خواهیم از زاویه ای دیگر به ریاست جمهوری 8 ساله دولت هاشمی بنگریم:

شهادت 72 تن از چهره های سیاسی حزب جمهوری و آیت الله بهشتی به عنوان چهره ای شاخص و تاثیر گذار در حزب  مقدمه ای شد برای علنی شدن اختلاف نظرهای درون تشکیلات که بعد از انحلال حزب نیز در عرصه اجرایی کشور خود را بیشتر نمایان ساخته بود. این اختلاف نظرها که در تعریف "احکام ثانویه" و نیز مباحث مربوط به "اقتصاد دولتی یا مردمی" ، ظهور و بروز داشت، بخش های دیگر را هم تحت تاثیر خود قرار می داد. ریاست جمهوری آیت الله هاشمی سرآغاز دورانی بود که در ادبیات سیاسی ایران به "دوران سازندگی " معروف شد و اتفاقا با آغاز رهبری آیت الله خامنه ای نیز همزمان شده بود.

بازخوانی اختلاف نظرهایی که از همان انحلال حزب جمهوری و حتی قبل از آن در حوزه مسائل اقتصادی، عدالت اجتماعی و سیاستهای فرهنگی  شکل گرفته بود به اظهار نظرهایی و انتقاد هایی از سوی رهبر انقلاب در حوزه عملکردی دولت هاشمی انجامید:

خطبه های 29 خرداد سال 88 رهبری شاید صریحترین اشاره به این اختلاف نظرها بود، ایشان ضمن تأکید بر اینکه آقاى هاشمى رفسنجانی از اصلى‏ترین افراد نهضت در دوران مبارزات بوده اند، فرمودند: «من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‏نظر دارم، که طبیعى هم هست؛ ولى مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگرى فکر کنند.»(1)

شاید اشاره به اختلافات میان آقای هاشمی و رییس جمهور احمدی نژاد، بیشتر تاکید بر این اختلاف میان خود ایشان با آقای هاشمی بود تا احمدی نژاد و هاشمی: «البته بین ایشان (آقای هاشمی) و بین آقاى رئیس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف‏نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‏ مسائل خارجى اختلاف‏نظر دارند، هم در زمینه‏ى نحوه‏ اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‏نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‏نظر دارند؛ و نظر آقاى رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است.. من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‏نظر داریم، که طبیعى هم هست؛ ولى مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگرى فکر کنند.» (2)

  رهبر انقلاب طی سال های گذشته همانند نوع برخوردشان با همه دولتها که سیاست حمایتی بوده است،  در عین برشمردن دستاوردهای دولت سازندگی و سابقه انقلابی آقای هاشمی رفسنجانی در نهضت، به کاستی ها و سیاست های نادرست نیز اشاره کرده اند. در حوزه مادی گرایی، ترویج روحیه سرمایه داری و از بین رفتن مفهوم مستضعف و مستکبر و نگاه توسعه محور صرف باعث شد تا نقدهایی نسبت به دولت آقای هاشمی از سوی رهبر انقلاب اظهار شود:

 الف) مادی گرایی و اشرافی گری در سایه سازندگی
 رهبر انقلاب در باب تبیین عبرت های عاشورا این گونه می فرمایند: «عبرت‌گیرى از عاشورا این است که نگذاریم روح انقلاب در جامعه منزوى و فرزند انقلاب گوشه‌گیر شود. عده‌اى مسائل را اشتباه گرفته‌اند. عده‌اى، سازندگى را با مادیگرایى، اشتباه گرفته‌اند. سازندگى چیزى است، مادیگرى چیز دیگرى است. سازندگى یعنى کشور آباد شود، و طبقات محروم به نوایى برسند.... سازندگی همان کاری بود که علی بن ابی طالب(ع) می کرد... آن بزرگوار با دست خودش نخلستان آباد می کرد، زمین احیا می کرد، درخت می کاشت، چاه می کند و آبیاری می کرد. این سازندگی است. دنیا طلبی و ماده طلبی کاری است که عبیدالله بن زیاد و یزید می کردند. چه وقت آن ها چیزی را به وجود می آوردند و می ساختند؟ آن ها فانی می کردند، می خوردند و تجملات را زیاد می کردند. این دو تا را نباید با هم اشتباه کرد. امروز یک عده به نام سازندگی خودشان را غرق در پول و دنیا و ماده پرستی می کنند. آیا این سازندگی است؟»(3)
هشدار به مسوولین و سطح زندگی آنها، گوشزد کردن عملکردهای نادرست و فاصله گرفتن ازمعنویت در بیانات ایشان مکرر دیده می شود. ایشان در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام فرمودند: «اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ریششان تراشیده بود، ولى ما ریشمان را گذاشته‌ایم، همین کافى است؟! نه، ما هم مترفین مى‌شویم. واللَه در جامعه‌ى اسلامى هم ممکن است مترف به وجود بیاید. از آیه‌ى شریفه‌ى "و اذا اردنا ان نهلک قریة امرنا مترفیها ففسقوا فیها" بترسیم. تُرف، فسق هم دنبال خودش مى‌آورد. اندازه نگهدارید؛ دولت مخارجش زیاد و سنگین است.»(4)

 ایشان به مواردی اشاره می کردند که از بیت المال خرج تغییرات دکوراسیون برخی مسئولین می شود: «اگر مبلغى از مخارج دولت، عبارت از تغییر دکوراسیون اتاق مدیر کل و معاون وزیر و وزیر و فلان مسئول قضایى و فلان مسئول در بخشهاى گوناگون دیگر باشد، این جرم و خطاست. اگر یکى از مخارج دولت این باشد که فلان تعداد ماشین جدید بیاوریم و بین دستگاهها تقسیم بکنیم، ما حق نداریم این را جزو مخارج دولت حساب کنیم و به حساب آن از سوبسید مردم بزنیم. نه، این خلاف است. براى این کارها حد بگذارید. دستگاهها باید بخشنامه کنند و در مورد این تغییر دکوراسیونها و تغییر خانه‌ها و خرجهاى اضافى حدى معین بکنند. من نمى‌گویم مثل بعضى از تندروها باشیم که مى‌گویند در مسجد بنشینیم و وزارت کنیم؛ نه، در مسجد نمى‌شود. وزارت کردن، یک ساختمان و 4 تا اتاق و تعدادى مسئول و یک مقدار هم بالاخره امکانات براى زندگى آن آقایى که مى‌خواهد خدمت بکند، مى‌خواهد؛ اما باید در حدى باشد.... شما چگونه مى‏خواهید محبت و اطمینان مردم را جلب کنید؟ مردم باید به من و شما اعتماد داشته باشند. اگر ما دنبال مسائل خودمان رفتیم، به فکر زندگى شخصى خودمان افتادیم، دنبال تجملات و تشریفاتمان رفتیم، در خرج کردن بیت‏المال هیچ حدى براى خودمان قائل نشدیم مگر حدى که دردسر قضائی درست بکند! و هرچه توانستیم خرج کردیم، مگر اعتماد مردم باقى مى‏ماند؟ مگر مردم کورند؟ ایرانیان همیشه جزو هوشیارترین ملتها بوده‏اند؛ امروز هم به برکت انقلاب از هوشیارترینهایند؛ از هوشیارها هم هوشیارترند. آقایان! مگر مردم نمى‏بینند که ما چگونه زندگى مى‏کنیم؟»(5)

 بیانات رهبر انقلاب کاملاً صراحت داشت. ایشان در همان جلسه افزودند:«گاهى از جاهایى گزارش‌هاى نومیدکننده‌ای مى‌رسد و در برخى موارد انسان واقعاً عرق شرم بر پیشانیش مى‌نشیند؛ رعایت کنید. سؤال مى‌کنیم که چرا ماشین لوکس و نو و مدل بالا؟ مى‌گویند که اشکال امنیتى داریم! چه اشکال امنیتى؟! آقایان مسئول در شوراى امنیت کشور یا جاهاى دیگر، بنشینند معین کنند و مسأله را در جایى ببُرند؛ من هم اگر باید دخالت کنم، بگویید در جایى دخالت کنم. این چه وضعى است که همین‌طور بى‌حساب و کتاب جلوى هر وزارتخانه و اداره‌یى، ده‌ها ماشین به رنگهاى گوناگون متعلق به مسؤولانِ آن‌جا به چشم مى‌خورد؟! چه کسى چنین چیزى را گفته است؟»

 ایشان ادامه دادند: «گزارش آمده که روحانى عقیدتى، سیاسى در یکى از دستگاه‌ها، خودش ماشین دارد، ولى ماشین دولتى سوار مى‌شود! من نوشتم که حق ندارد، این کار را بکند. براى من جواب آمد که این کار رویه است و همه مى‌کنند! این آقا خودش یک ماشین دارد، که براى خودش لازم است؛ یکى هم خانمش دارد و نمى‌شود که خانمش از این ماشین استفاده کند! عجب! این چه حرفى است؟ من الآن اعلام مى‌کنم و قبلاً هم نوشتم و این را گفتم که آن وقتى که آقایان امکانات شخصى دارند، حق ندارند از امکانات دولتى استفاده بکنند. اگر ماشین دارید، آن را سوار شوید و به وزارتخانه و محل کارتان بیایید؛ ماشین دولتى یعنى چه؟ واللَه اگر من از طرف مردم مورد ملامت قرار نمى‌گرفتم که مرتب ملاحظه‌ى جهات امنیتى را توصیه مى‌کنند، بنده با ماشین پیکان بیرون مى‌آمدم. به حد ضرورت اکتفا کنید و اندازه نگه دارید؛ اینها ما را از مردم دور مى‌کند، روحانیون را از مردم دور مى‌کند. روحانیون، به تقوا و ورع و بى‌اعتنایى به دنیا در چشمها شیرین شدند. بدون ورع و بدون دورانداختن دنیا، نمى‌شود در چشمها شیرین ماند. مردم رودربایستى ندارند؛ خدا هم با کسى رودربایستى ندارد.»

 اما رهبر انقلاب در خصوص این دولت چه فرمودند؟ در این مقایسه هاست که ارزش ها مشخص می شود. مقام معظم رهبری در خصوص دولت نهم فرمودند: «امتیازتان به همین است که خودتان را با مردم هم سطح کنید، به شکل مردم و در میان مردم باشید، با مردم تماس بگیرید، با آنها انس پیدا کنید، از آنها بشنوید. این امتیاز بزرگی است و در شما هست؛ آن را حفظ کنید و نگه دارید.»(6)
 مدیریت کشور از پشت میز، اشرافی‌گری برخی مدیران و...
 
 ب) عدالت در ابعاد سیاسی و اجتماعی
برقراری عدالت اجتماعی و سیاسی از مواردی بود که در دولت سازندگی و درگرماگرم توسعه اقتصادی با وجود تأکیدات مکرر رهبر انقلاب مورد توجه جدی قرار نگرفت. عدم توجه به عدالت اجتماعی باعث شد تا رهبر انقلاب در دیدار با آقای هاشمی و کابینه دولت سازندگی در پایان دوره 8 ساله با تصدیق این امر تاکید کنند. ایشان ضمن تمجید از سازندگی‌های انجام شده فرمودند: «من نمى‌خواهم بگویم که همه‌ى آرزوهاى ما برآورده شده است. از قبیل مسائل مربوط به عدالت اجتماعى و مسائل مربوط به قشرهاى گوناگون، کارهاى زیادى وجود دارد که بایستى به مرور انجام گیرد و ان‌شاءاللَه دولت‌هاى بعدى آنها را انجام خواهند داد.»(7)
 
 تصریح رهبر انقلاب بر باقی ماندن کارهای زیادی در حوزه عدالت اجتماعی در حالی بود که ایشان از آغاز به کار دولت سازندگی بارها و بارها با مشاهده مشی عملی دولت سازندگی نسبت به مغفول ماندن عدالت اجتماعی هشدار داده بودند. ایشان در دیدار مسئولان و کارگزاران کشور در همان سال آغاز به کار دولت سازندگی فرمودند: «در محیط سیاست‌ داخلی‌، یکی‌ از چیزهایی‌ که‌ لازم‌ است‌، "عدالت‌ اجتماعی‌" است‌. بدون‌ تأمین‌ عدالت‌ اجتماعی‌، جامعه‌ی‌ ما اسلامی‌ نخواهد بود. اگر کسی‌ تصور کند که‌ ممکن‌ است‌ دین‌ الهی‌ و واقعی‌ -نه‌ فقط دین‌ اسلام‌ـ تحقق‌ پیدا کند، ولی‌ در آن‌ عدل‌ اجتماعی‌ به‌ معنای‌ صحیح‌ و وسیع‌ آن‌ تحقق‌ پیدا نکرده‌ باشد، باید بداند که‌ اشتباه‌ می‌کند. هدف‌ پیامبران‌، اقامه‌ی‌ قسط است‌: "لیقوم‌ الناس‌ بالقسط".»(8)

با وجود حرف و حدیث های فراوان درمورد عدم سازگاری توسعه و عدالت اجتماعی از سوی برخی از مراجع دینی و حتی مراکز تصمیم ساز رهبر انقلاب می فرمایند: «آنچه که در این بین بایستی با وسواس و دقت دنبالش باشید، مسأله «عدالت اجتماعی» است که با رشد و توسعه هم سازگار است. بعضی این طور تصور می‏کردند -شاید حالا هم تصور کنند- که ما بایستی دوره‏ای را صرف رشد و توسعه کنیم و وقتی که به آن نقطه مطلوب رسیدیم، به تأمین عدالت اجتماعی می‏پردازیم. این فکرْ اسلامی نیست.»(9)

 ایشان در سال 75 هم باز همین مسئله را مورد توجه قرار دادند و فرمودند: «ما اگر سازندگی را باز هم پیش ببریم، اما در جهت استقرار عدالت و از بین بردن تبعیض و ایجاد برابری حقوق و احیای کرامت زن و مرد مسلمان فعالیتی نکنیم، موفقیتی به دست نیاورده‏ایم. موفقیت، آن وقتی است که بتوانیم معنویت و دین و اخلاق و عدالت و معرفت و سواد و توانایی‌های گوناگون را در میان جامعه مستقر کنیم.»(10)

 روند توسعه و استقراض بی حد و حصر خارجی در سایه سیاست های برگرفته از اسلوب اقتصاد آزاد، تورم 50 درصدی را به مردم تحمیل کرد. این گفته ی نمایندگان کارگزاران در مجلس دوره سازندگی است: "اگر می خواهیم پیشرفت کنیم، باید جمعی از مردم زیر چرخ های توسعه له شوند". اگرچه تاکیدات و هشدارهای مکرر مقام معظم رهبری برخی عقب نشینی ها از سیاست های گذشته را رقم زد و موجب بهبود شاخص هایی چون ضریب جینی شد، اما این همه آن گونه که باید راه به جایی نبرد.

 محمد علی نجفی با اشاره به عقب نشینی آقای هاشمی رفسنجانی از برخی سیاست های اقتصادی در دوره سازندگی می گوید: «من فکر می کنم عقب نشینی آقای هاشمی 2 علت داشت، یکی اینکه به هر حال برنامه های اقتصادی ایشان با مشکلات جدی مواجه شده بود. البته خودشان معتقد بودند که این برنامه ها شکست نخورده است. من هم معتقدم این برنامه ها درصد بالایی از موفقیت را داشت. ولی کمی تحمل و تأمل نیاز داشت که برخی نقاط ضعف این برنامه‌ها را بپوشانیم تا یک برنامه مناسب تری را به اجرا بگذاریم... بخشی از آن هم به نظرات و مخالفت های مقام رهبری با آن برنامه ها و روش ها مربوط می شد. آقای هاشمی هم به عنوان رئیس‌جمهور باید رهنمودها و سیاست های کلی رهبری را لحاظ می کردند. طبیعی بود که وادار به عدول از نظرات خود شوند و عقب نشینی هایی داشته باشند.»(11)

اختلاف بر سر عدالت اجتماعی که هم رهبری صریحا بدان اشاره کرده است و هم هاشمی در برخی صحبتها از کلید واژه "گداپروری" استفاده کرده است قابل کتمان نیست.
 
 پ) مقابله با رسوخ فساد
 مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم دوره دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی فرمودند: «چیزى که امروز، در دوران بازسازى، مسئولین کشور، همکاران دولت، مدیران درجه‌ى 2 و 3 در دستگاههاى دولتى، تا پایین‌ترین رده‌ها، باید با دقت مراقب باشند، این است که در این دوران بدانند خطر رسوخ و نفوذ فساد، جدى و فلج کننده است. واقعاً فلج کننده است! در این کار، فساد که نمى‌گوید "من فسادم"! فرد مفسدى که دیگران را به وادى فساد مى‌کشاند فساد مالى، فساد کارى، قرارهاى نامشروع و ناموجه در زمینه‌هاى مسائل کارى کسى که انسان را تشویق مى‌کند و مى‌لغزاند به این سمت، از اول نمى‌گوید "من آمدم که شما را فاسد کنم." اول با یک عنوان موجه؛ با یک چیز کوچک وارد میدان مى‌شود. انسان است و آسیب‌پذیرىِ شدید. انسان، به شدت آسیب‌پذیر است. لذا، خیلى باید مراقب بود.»(12)

 رهبر انقلاب 2 سال بعد هم در دیدار با رئیس‌جمهور و هیئت وزیران بر همین نکته تاکید کردند. ایشان فرمودند: «یکی از وظایف امروز آقایانْ مبارزه با فساد است؛ چون کشور به ثمردهی رسیده و وقت میوه‏چینی است. زحمات گذشته شما به تدریج ثمر می‏دهد و امکانات در کشور در حال افزایش است. چنین موسمی همیشه و در همه تاریخ، موسم خطرناکی بوده است. موسم ورود آدمهای سوء استفاده کن و فرصت طلب و کج دست و بددل و سیاهروست که وارد می‏شوند و اگر توانستند، از غفلتها سوء استفاده می‏کنند. خیلی مراقب این جهت باشید...هر جا که با این مسأله در مجموعه خودتان برخورد کردید، با کمال قدرت و بدون هیچ گونه اِبا و امتناع و با تکیه بر همان روشها و طریقه‏های قانونی - که بحمدالله ما برای همه این کارهای اساسی قانون داریم - با آن مبارزه کنید.»(13)

 تأکیدات مکرر رهبر انقلاب بر مبارزه با فساد در حالی بود که بعدها غلامحسین کرباسچی شهردار تهران، چهره برجسته حزب کارگزاران و از نزدیکان آقای هاشمی رفسنجانی به خاطر تخلفات مالی روانه زندان شد. تأکیدات رهبری در حالی بود که بعدها آقای هاشمی رفسنجانی، سید حسین موسویان را که به اتهام امنیتی در دادگاه محاکمه می شد، قبل از صدور رأی با فاصله چند صندلی در کنار خود جای داد. و این همه در حالی بود که آقای هاشمی رفسنجانی، قرص و محکم پشت عبدالله جعفرعلی جاسبی ایستاد که تا مدتها  در حکم ریاستش بر دانشگاه آزاد اسلامی شبهه قانونی وجود داشت و وجود دارد.  بعد ها  رهبری چنین فرمودند : «مقابله‏ى با فساد خیلى کار سختى است. یک وقتى بنده گفتم که این اژدهاى هفت سرِ فساد را به این آسانى نمیشود قلع و قمع کرد؛ خیلى کار سختى است. نه اینکه حالا بگویم قلع و قمع شده؛ نخیر، الان هم قلع و قمع نشده؛ لیکن جرأت مقابله‏ى با آن هست. خب، وقتى که اجزاء مجموعه، خودشان آلوده‏ى به فساد نباشند، طبعاً جرأتشان بیشتر است. بسیارى از مجموعه‏هاى قبلى هم حقیقتاً پاکیزه بودند -یعنى آلودگى نداشتند- اما بالاخره جرأت در مقابله‏ى با فساد یک امتیازى است که در شما هست.»(14)

 ت) مسائل خارجی
رهبر انقلاب برخلاف آقای هاشمی که سیاست دولت احمدی نژاد  را شعاری و موجب از چشم افتادگی ایران شده است فرموده بودند: «من قبول نمی‌کنم حرف آن کسانى را که تصور می‌کنند ملت ما به خاطر پایبندى به مبانى و اصول خود، در دنیا خوار شده است، از چشم افتاده است؛ ابداً.»(15)

 ایشان همچنین تأکید کردند: «مسئله اعاده عزت ملى و ترک انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زیاده طلبى سیاست هاى دیگران و ترک شرمندگى در مقابل غرب و غربزدگى را هم انسان در این دولت احساس میکند؛ عزت ملى و استقلال حقیقى و معنوى از اینجا حاصل مى شود.» (16)

مسئله بعدی مسئله فرهنگ  است که رهبری مکرر در  سالهای سازندگی ب آن اشاره می کنند :"این مسأله‌ى «تهاجم فرهنگى» که ما بارها روى آن تأکید کرده‌ایم، واقعیت روشنى است؛ با انکار آن، ما نمى‌توانیم اصل تهاجم را از بین ببریم. «تهاجم فرهنگى» را نباید انکار کرد؛ وجود دارد. به قول امیرالمؤمنین (صلوات‌الله‌علیه)، «من نام لم ینم عنه»؛ اگر شما در سنگر خوابت برد، معنایش این نیست که دشمنت هم در سنگر مقابل خوابش برده است. تو خوابت برده؛ سعى کن خودت را بیدار کنى. ما باید توجه داشته باشیم که انقلاب فرهنگى در تهدید است؛ کمااین‌که اصل فرهنگ ملى و اسلامى ما در تهدید دشمنان است.

 ما نبایستى چیزى را که روشن و واضح است، انکار کنیم. در دانشگاه، در بیرون دانشگاه، حتى در رسانه‌هاى جمعى ما، در کتابهایى که مى‌نویسند، در ترجمه‌هایى که مى‌کنند، در شعرهایى که مى‌سرایند، در برنامه‌هاى فرهنگى على‌الظاهر بى‌ارتباط به ما که در دنیا وجود دارد و خبرش را قاعدتا شما آقایان - که عناصرى فرهنگى هستید - مى‌شنوید، همه‌جا یک آرایش نظامى فرهنگى بسیار خطرناک علیه انقلاب درست شده است و وجود دارد.(19)"

 پی‌نوشت‌ها:

 1-بیانات رهبر انقلاب در نماز جمعه تهران 3/1388/29
 2-همان
 3-بیانات در دیدار فرماندهان گردانهاى عاشوراى‏ نیروهاى مقاومت بسیج در سالروز شهادت امام سجاد(ع ) 4/1371/22
 4-سخنرانی‌ در دیدار مسؤولان‌ و کارگزاران‌ نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران 5/1370/23
 5-همان
 6-بیانات رهبر انقلاب 6/87/2
 7-بیانات معظم له در دیدار آقاى هاشمى رفسنجانى و کابینه در پایان دوره هشت ساله ریاست جمهورى 5/1376/9
 8-سخنرانی‌ در دیدار مسؤولان‌ و کارگزاران‌ کشور در آستانه‌ی‌ یازدهمین‌سالگرد پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی 11/1368/9
 9-بیانات مقام معظم رهبرى‏در دیدار با رئیس جمهور و هیأت وزیران به مناسبت بزرگداشت هفته دولت 6/1374/8
 10- بیانات مقام معظم رهبرى‏در اجتماع بزرگ مردم اهواز 12/1375/18
 11-کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی صفحه 405
 12-بیانات مقام معظم رهبرى‏در مراسم تنفیذ حکم دوره دوم ریاست جمهورى آقاى «هاشمى رفسنجانی» 5/1372/12
 13-بیانات مقام معظم رهبرى‏در دیدار با رئیس جمهور و هیأت وزیران به مناسبت بزرگداشت هفته دولت 6/1374/8
 14-دیدار رئیس‏جمهوری و اعضاى هیئت دولت 6/1387/2
17-بیانات در بیستمین سالگرد رحلت امام خمینی (ره) 3/1388/14
 18-دیدار رئیس‏جمهوری و اعضاى هیئت دولت 6/1387/2
19-بیانات در دیدار اعضاى شوراى‌ عالى انقلاب فرهنگى1370/09/20

  • محسن روزبه

نظرات  (۱)

دقت کنیم(حدیث):بردروغگوبودن شخص همین دلیل بس که هرچه می شنود،واگوید.
از بریدن/چسباندن گفته های دیگران دست برداریم وحرف مستدل خودرابزنیم.

پاسخ:
پاسخ: من برعکس خیلی از دوستان که خود را علامه دهر فرض کرده و در هر موردی نظر می دهند سعی می کنم نظرات مستدل و منطقی را منتشر کنم.چون هنوز به آن درجه نرسیده ام که صاحب نظر شوم. اما صاحب رای هستم. به این معنی که بی طرف نیستم یا صرفا یک ناظر نیستم. اشتباه هم زیاد دارم اما ترس از اشتباه نباید مانع از انجام وظیفه شود.
شما هم سعی کنید بجای چماق ساختن از احادیث به نقد گفته ها بپردازید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی